خانه

 

 

نگرانی در مورد مصرف انرژی و هزینه زندگی روزی باعث می‌شود افراد درباره ضرورت خانه‌های بزرگ تجدید‌نظر كنند!

 

چه بخواهید از خانه‌ای بزرگ به آپارتمانی كوچك‌تر بروید و چه برای اولین بار صاحب‌خانه شده‌اید و می‌خواهید چیدمان آپارتمان نقلی خود را شروع كنید، در هر دو صورت مدیریت خاص خود را می‌طلبد. شاید در آینده نقل مكان به جای كوچك‌تر مهم‌ترین موضوع دكوراسیون‌های منزل شود.

 

اگر به هر دلیلی از جای بزرگ به كوچك می‌روید، نگران نباشید در دكوراسیون آن اصول اولیه در مورد لوازم اضافی و استفاده از وسایل چند منظوره را رعایت كنید، یك قدم جلوتر رفته اندازه وسایل را متناسب با محیط كنید و از تاثیر رنگ، بافت و نورپردازی غافل نشوید.

 


چطور مشكل وسایل اضافی را حل كنیم؟

بیشتر از هر چیز به راحتی و سبك بپردازید. مجبور نیستید در خانه‌ای خسته‌كننده با وسایلی كه هماهنگی‌ با آن ندارند، زندگی كنید. با چیدمان، زاویه‌ها، پرداختن به اتاق‌های كوچك‌تر همچنان از زندگی در محیطی مناسب و آرام بهره‌مند شوید.

چطور با زاویه‌ها خانه را بزرگ‌تر نشان دهیم

با كمی تغییر، حتی اتاق‌های كوچك، بزرگ‌تر به نظر خواهند رسید.

 

 

تناسب وسایل با محیط:

گاهی بعضی وسایل برای بعضی اتاق‌ها بسیار بزرگند. صرف نیاز به داشتن یك وسیله دلیل این كه آن را هر جایی قرار دهید، نیست چون مناسب و هماهنگ با آن محیط نخواهد بود. به عبارت دیگر اگر نتوانید از كنار یك وسیله به‌راحتی بگذرید و اگر ظاهری نامنظم به محیط دهد، یا محیط خیلی شلوغ است یا آن وسیله خیلی بزرگ است، باید برای تغییرشان فکری کرد.
تختخواب تاشو

از راهرو باریك یا گوشه‌های تنگ بهترین استفاده را ببرید.

بعضی وسایل تاشونده‌اند و به‌راحتی به كوچك‌ترین اندازه در می‌آیند. اما بعضی لوازم این طور نیستند. اگر وسیله‌ای بزرگ به نظر می‌رسد پس حتما بزرگ است آن‌ را با محیط منطبق و هماهنگ كنید.

تختخواب بزرگ‌ترین وسیله شما در یك خانه است. برای حل این مشكل، تاشونده‌ها و نوع دیواری آن را انتخاب كنید.

طبقه‌دار بودن آن‌ها از بیرون، جای مناسبی برای گذاشتن آباژور و ساعت رومیزی است و در فضا صرفه‌جویی می‌شود.

از مبل و ز صندلی تختخواب‌شو استفاده كنید. در صورت نیاز به صندلی، نوع تاشو آن كه بعد از استفاده بتوان در كمد گذاشت، مناسب است.

 

میزهای شیشه‌ای از نظر بصری تناسب ایجاد می‌كنند ضمن آن كه در كاربرد آن‌ها خدشه‌ای وارد نمی‌شود. سعی كنید صندلی‌ها پایه باریك باشند و رومبلی‌ها چین‌دار و پلیسه‌دار نباشند.

اگر چوب میز، پرداخت‌شده و روشن‌تر‌ باشد، كوچك‌تر به نظر ‌رسیده و مناسب‌تر است.

سعی كنید از چراغ‌هایی با سایه كم و نیم‌رخ باریك استفاده كنید.

نورپردازی و دكوراسیون با لامپ‌ها روشی است كه گرما و صمیمیت محیط را مضاعف و آن را بزرگ‌تر نشان می‌دهد و حالت خوشامدگویی دارد.

به یاد داشته باشیم زیادی وسایل، فضا را به هم ریخته و اگر خیلی بزرگ باشند ناهماهنگ نشان می‌دهد. بهترین راه اصلاح آن‌ها و قرار دادنشان به صورت دوتایی یا سه‌تایی است، جای زیادی باز می‌شود و محیط اطراف درهم نشان داده نمی‌شود.

 


ادامه مطلب


روزنامه

عناوین روزنامه هاي امروز چهارشنبه 28 مهر 1389

تيتر روزنامه

رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظیم مردم قم تاکید کردند: مقابله با فتنه 88 کشور و مردم را واکسینه کرد

هوگو چاوز در دیدار با احمدی نژاد در تهران: ونزوئلا در هر شرایطی کنار ملت بزرگ ایران است

تیبا هفته آینده در بازار

تيترروزنامه ها

استقبال تاریخی قم

انهدام 3 شبکه بین المللی ترانزیت مواد مخدر

پرونده بورس نفت دوباره به جریان افتاد

تيترروزنامه ها

رهبر معظم انقلاب در اجتماع عظیم و تاریخی مردم قم: فتنه 88 کشور را واکسینه کرد

سردار نقدی: موج اسلام خواهی در اروپا و آمریکا شکل گرفته است

ترکیه: ایران، تهدیدی برای ناتو نیست

تيترروزنامه ها 

حضرت آیت الله العظمی خامنه ای: ملت و کشور راه مقابله با تحریم را می دانند

بر اساس جدیدترین تصمیمات دولت؛ قیمت 7 حامل انرژی همزمان تغییر می کند

قائم مقام وزارت اطلاعات: با اخلالگران اجرای قانون یارانه ها برخورد می شود

تيترروزنامه ها

روز تاریخی قم

تضییع حقوق مردم به نفع عده ای در روند اجرای خصوصی سازی

دادستان زاهدان: همه عوامل انفجار مقابل مسجد جامع زاهدان دستگیر شدند

تيترروزنامه ها 

رهبر معظم انقلاب در اجتماع باشکوه مردم قم: تحریم های اخیر نتوانست اثر قابل توجهی بر زندگی مردم بگذارد

سخنگوی طرح تحول گام بعدی هدفمندسازی را گفت؛ اصلاح همزمان هفت قیمت

روز پر نوسان بازار جهانی طلا

بازار مسکن پس از یارانه ها

تيتر روزنامه ها

استقبال بی نظیر از ولی امر مسلمین؛ قم قیام کرد، روزی که در تاریخ ماندگار شد

برخورد شدید دولت با محتکران و گرانفروشان کالا

حمله مسلحانه به پارلمان چچن با کشتن شورشیان پایان یافت

تيتر روزنامه

مردم متدین قم در استقبال حماسی از رهبر معظم انقلاب اسلامی ثابت کردند؛ اوج معرفت و وفاداری

پیروزی استقلال در همدان

ناآرامی در چچن

شرق

مقام معظم رهبری در نخستین روز سفر به قم: خواص و عوام وحدت ملی را جدی بگیرند

گزارش تحلیلی "شرق" از تغییر آرایش سیاسی مجلس؛ زنگ پایان رایحه خوش خدمت

مهمانپرست: برخی کشورها به هواپیماهای ما سوخت نمی دهند

حمايت

استثنایی ترین روز قم؛ رهبر معظم انقلاب: خواص و عوام وحدت ملی را جدی بگیرند

رئیس دیوان عدالت اداری گفت: رشد غیر قابل توجیه شکایت از دستگاههای اجرایی

قیمت دلار باز هم کاهش می یابد

روزنامه ملت ما

استقبال تاریخی مردم قم از رهبر معظم انقلاب

سهمیه بنزین آبان خودروها امروز اعلام می شود

سن امید به زندگی زنان 73 و آقایان 71 سال اعلام شد

روزنامه ملت ما

حماسه قم در استقبال از ولی امر مسلمین

کاهش بهای نفت خام و طلا در بازارهای جهان

در همایش بزرگ ورزش های رزمی؛ بازوبند پهلوانی ورزش ایران به دست رئیس جمهوری بسته شد

روزنامه ملت ما

رهبر معظم انقلاب هشدار داد: شایعه سازی علیه زحمات قوای سه گانه به صلاح کشور نیست

وزیر بازرگانی: کسی دیگر نمی تواند برنامه ریزی احتکار داشته باشد

بر اساس جدیدترین تصمیمات؛ قیمت 7 حامل انرژی همزمان تغییر می کند


ادامه مطلب

 

 

آپارتمان

 

 

بازار مسکن در اکثر مناطق تهران به خصوص در مرکز ، جنوب و شرق از واحدهای متراژ کوچک اشباع شده است، اما در همین حال به علت اینکه بازار مسکن هنوز نتوانسته تسهیلات مناسب و کارآمد برای خرید واحدهای مسکونی برای متقاضیان با توانایی مالی کم، فراهم کند همچنان تعداد واحدهای مسکونی متراژ کوچک خریداری نشده ، چشمگیر است.

در همین راستا برخی از مشاوران املاک فعال در مناطق مختلف تهران درباره میزان عرضه و همچنین تقاضا برای خرید واحدهای متراژ بزرگ اظهار کردند: حجم خرید و فروش واحدهای متراژ بزرگ در مقایسه با یک سال گذشته با افت محسوسی مواجه شده و میزان عرضه چنین واحدهایی متناسب با نوع خواسته متقاضیان در بازار هر منطقه نیز تغییر کرده است.

متراژ بزرگ ؛ 40 درصد پیشنهادهای فروش

یکی از بنگاهداران واقع در منطقه شهرک غرب در این‌باره گفت: در حال حاضر واحدهای متراژ بزرگ معامله مي‌شود، اما رونق در این قسمت از بازار مانند سال‌های گذشته نیست.

مقدم تاکید کرد: تنها 5 درصد از متقاضیان در بازار به دنبال خرید چنین واحدهایی هستند و همچنین از سوی دیگر 40 درصد از فایل‌های مربوط به واحدهای مسکونی در نوبت فروش به واحدهای متراژ بزرگ اختصاص دارد.

وی تصریح کرد: قیمت‌های پیشنهادی فروش فعلی با نرخ‌های اعلام شده در ابتدای سال تغییری نکرده‌است و اکنون قیمت هر مترمربع آپارتمان نوساز مسکونی در شهرک غرب بین 2 میلیون و 700 هزار تا حداکثر 5 میلیون تومان از سوی مالکان پیشنهاد مي‌شود.

5 درصد خریداران متقاضی واحدهای متراژ بزرگ

از طرف دیگر در محدوده خیابان گیشا، یکی از فعالان بازار مسکن در رابطه با وضعیت بازار واحدهای متراژ بزرگ به دنیای اقتصاد اظهار کرد: این روزها خرید و فروش واحدهای بزرگ‌تر از 100 متر مربع ، بسیار دشوار است و بیشتر خریداران به دنبال واحدهای متراژ کوچک ( کمتر از 100 متر مربع ) هستند، به طوری که تنها 5 درصد از متقاضیان در بازار خواستار خرید واحدهای متراژ بزرگ هستند.

زرینی عنوان کرد: قیمت هر متر مربع واحد مسکونی نوساز در گیشا بین 2 میلیون و 500 هزار تا 3 میلیون تومان تعیین مي‌شود که البته متوسط قیمت ، متری 2 میلیون و 700 هزار تومان است.

اوضاع در سهروردی

همچنین مشاور املاکی در محدوده خیابان سهروردی شمالی بازار خرید و فروش مسکن را با رونق توصیف و اشاره کرد: نزدیک به یک ماه است که بازار با رونق نسبی مواجه شده است و 40 درصد از مراجعه‌کنندگان به بازار، مشتری واحدهای متراژ بزرگ هستند، اما در مقابل این مساله فقط 20 درصد از واحدهای عرضه شده به بازار، مربوط به واحدهای متراژ بزرگ است.

در همین حال 2 میلیون و 300 هزار تومان کمترین نرخ و 3 میلیون تومان بالاترین قیمت پیشنهادی برای فروش واحدهای نوساز مسکونی در خیابان سهروردی شمالی است.

97 درصد تقاضا برای خرید واحدهای متراژ کوچک

فرحی نیا ، یکی از فعالان بازار مسکن در شرق تهران گفت: در بازار مسکن منطقه تهرانپارس محله گلبرگ اکثر مشتریان به دنبال واحدهای متراژ کوچک هستند، به طوری که واحدهای متراژ بزرگ فقط برای 3 درصد از مراجعه‌کنندگان مورد توجه است.

وی افزود: با توجه به خواسته متقاضیان اکثر ساخت و سازها نیز به ساخت واحدهای متراژ کوچک محدود مي‌شود و به همین خاطر از 100 درصد کل واحدهای فروشی فقط 10 تا 15 درصد را عرضه واحدهای متراژ بزرگ به خود اختصاص داده‌اند.

در حال حاضر قیمت هر متر مربع آپارتمان نوساز مسکونی در گلبرگ بین 2 میلیون تا 2 میلیون و 500 هزار تومان از سوی فروشندگان پیشنهاد شده است.

میزان عرضه زیاد و حجم تقاضاي کم برای واحدهای بزرگ

اگر چه حجم تقاضا برای خرید آپارتمان‌های متراژ بزرگ در خیابان یوسف‌آباد بسیار کم است، اما بنا به گفته یک بنگاهدار فعال در این منطقه تعداد واحدهای متراژ بزرگ با واحدهای متراژ کوچك هم برابری دارد.

بهروز تاکید کرد : 6 درصد از متقاضیان در بازار ، واحدهای متراژ بزرگ را برای خرید مي‌پسندند.

هم اکنون 2 میلیون و 500 هزار تومان کمترین و 3 میلیون و 500 هزار تومان بیشترین قیمت پیشنهادی فروش واحدهای مسکونی نوساز در یوسف‌آباد اعلام شده است.../تحلیل:عصرایران


ادامه مطلب

 

 

دوازدهمین دوره جشنواره بین المللی مومبای ( بمبئی) روز ۲۱ اکتبر(۲۹ مهر) با نمایش فیلم " شبکه اجتماعی" ساخته جدید دیوید فینچر افتتاح می شود.

به گزارش مهر از هالیوود ریپورتر در این دوره از جشنواره ۲۰۰ فیلم از ۵۸ کشور جهان به نمایش در می آیند.مروری بر سینمای ژاپن از جمله بخش های جنبی مهم این جشنواره است.

الیور استون فیلمساز آمریکایی در جریان این جشنواره یک کارگاه آموزشی فیلمسازی برگزار می کند. ضمن آنکه جایزه دستاورد یک عمر فعالیت هنری جشنواره نیز به استون اهدا می شود.مانوج کومار فیلمساز و بازیگر کهنه کار هندی نیز جایزه دستاورد یک عمر فعالیت هنری دیگری را دریافت می کند.

از جمله فیلم هایی که در این جشنواره به نمایش در می آید می توان به فیلم "جایی" ساخته سوفیا کاپولا برنده جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز ،" تعطیلات زمستانی" ساخته لی هنگ کی از چین که در جشنواره لوکارنو برنده جایزه شد ، " از خدایان و مردان" ساخته زاویه بووای فرانسوی، برنده جایزه بزرگ جشنواره کن و " چگونه این تابستان را به پایان رساندم" اثر آلکسی پوبوگربسکی روس اشاره کرد.

فیلم های " حرفه درونی" با نقش آفرینی مت دیمن ، " بونراکو با بازی دمی مور و وودی هرلسن و " مردان شرکت" با حضور بن افلک و تامی لی جونز از دیگر آثار حاضر در این دوره از جشنواره مومبای هستند.

اعضای هیئت داوران جشنواره را زنان تشکیل می دهند. جین کمپیون فیلمساز نیوزیلندی ریاست این هیئت را بر عهده دارد .... / خبرگزارى مهر 


ادامه مطلب

 

 

کباب لقمه ای

 

 

مواد لازم :


گوشت چرخ كرده
500 گرم
نمك و فلفل
به ميزان لازم
ترخون خرد شده
2 الي 3قاشق سوپخوري
برگ بو
تعدادي
فلفل دلمه اي قرمز 1 عدد پياز ريز تعدادي

 

 

 

طرز تهيه :

گوشت چرخ كرده بهتر است از قلوه گاه گوسفند با مخلوطي از گوشت گوساله باشد . دوبار چرخ كنيد . نمك , فلفل و ترخون خرد شده را اضافه كرده و خوب ورز دهيد تا چسبندگي پيدا كند. به اندازه يك گردو از مايه گوشتي برداشته آن را در دست به فرم لوله اي داده , توري كباب را از قبل چرب كني . كبابها را روي آن چيده روي آتش قرار دهيد تا هر دو طرف آن بپزد . كبابها را مطابق تصوير مي توانيد به سيخ بكشيد و ما بين هر كباب يك عدد برگ بو و برشي از فلفل دلمه اي قرمز قرار داده و در اول و انتهاي هر كباب پياز ريز گذاشته و روي آتش كباب كنيد .


ادامه مطلب

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان ‌من‌ دعائه عليه السلام ‌فى‌ المعونه على قضاء الدين   بود ‌از‌ دعاى ‌آن‌ حضرت ‌در‌ اعانت جستن ‌بر‌ قضاء دين.   بدانكه دين ‌به‌ فتح دال عبارت است ‌از‌ استقرار ذمه ‌به‌ مال ‌يا‌ ‌حق‌ غير ‌و‌ استدانه ‌در‌ صورت احتياج ‌بر‌ ‌آن‌ مكروه است حتى اينكه ابى الصلاح ‌و‌ جمعى حرام دانسته اند ‌و‌ چيزى ‌در‌ مقابل نداشته باشد ‌كه‌ وفاء دين ‌او‌ نمايد ‌و‌ سئوال ‌به‌ ‌كف‌ ‌و‌ نحو ‌آن‌ ‌را‌ مقدم دانند ‌بر‌ استدانه ‌و‌ اثر وضعى ‌آن‌ ذلت ‌و‌ خوارى است ‌در‌ دنيا بلكه ‌در‌ آخرت چنانكه روايت است ‌كه‌ ميتى ‌را‌ حاضر نمودند خدمت حضرت رسول (ص) ‌كه‌ ‌بر‌ ‌او‌ نماز كنند حضرت ابا فرمود ‌از‌ براى آنكه مديون بود ‌تا‌ اينكه حضرت امير (ع) ضامن دين ‌او‌ گرديدند.  
اللغه: خلق: كهنه بودن.   حار: حيره ‌به‌ معنى سرگردانى است ‌و‌ حاير موضعى است ‌كه‌ آب ‌در‌ ‌آن‌  
متحير بوده است.   تشعب: ‌از‌ شعب ‌به‌ معنى تفرق ‌و‌ جدائى است.   ممارسه: مداومه.   شرح: يعنى ‌اى‌ خداى ‌من‌ رحمت بفرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ ببخش مرا عافيتى ‌از‌ قرضى ‌كه‌ كهنه نمائى ‌تو‌ ‌به‌ واسطه ‌ى‌ ‌آن‌ روى مرا ‌و‌ متحير شود ‌در‌ ‌آن‌ خيال ‌و‌ ذهن ‌من‌ ‌و‌ پراكنده ‌و‌ جدا شود ‌از‌ براى ‌او‌ فكر ‌من‌ ‌و‌ طول كشد ‌به‌ سبب مداومت ‌آن‌ كار من.   ختام: امام (ع) طلب عافيت ‌مى‌ نمايد ‌و‌ ‌از‌ ‌آن‌ معلوم ‌مى‌ شود ‌كه‌ دين مرضى است بلى مرض بودن ‌آن‌ ‌از‌ جمله ‌ى‌ بديهيات است بلكه اشد امراض است زيرا ‌كه‌ ساير امراض فقط ‌در‌ دنيا است ‌و‌ دين مرض دارين است.   اما ‌در‌ دنيا ذلت ‌كه‌ فرق ‌آن‌ ‌از‌ براى مديون تصور نمى شود حتى آنكه گفته شده است ‌كه‌ ‌آن‌ حيض مردان است ‌و‌ اما ‌در‌ آخرت حديث سابق ‌و‌ فقره ‌ى‌ آتيه ‌و‌ قوله تخلق شواهدند.   تذئيل: ‌سه‌ صفت ‌از‌ براى دين بيان نمود:   اول: اينكه سرگردان كند ذهن را.   دوم: تشعب فكر ‌از‌ براى اداى او.   سوم: صعوبت اداى آن.  
اللغه: سهر ‌بى‌ خوابى.   استجاره: پناه بردن.   كفاف: ‌آن‌ قدر ‌كه‌ مانع باشد ‌از‌ سئوال.   واصل: ‌از‌ وصول.   يعنى: پناه ‌مى‌ برم ‌به‌ ‌تو‌ ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌از‌ ‌هم‌ قرض ‌و‌ فكر ‌آن‌ ‌و‌ شغل وام ‌و‌ ‌بى‌ خوابى ‌آن‌ ‌پس‌ رحمت فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ پناه ‌ده‌ مرا ‌از‌ دين.   ‌و‌ پناه ‌مى‌ برم ‌به‌ ‌تو‌ ‌اى‌ خداى ‌من‌ ‌از‌ خوارى ‌او‌ ‌در‌ دنيا ‌و‌ عقوبت ‌او‌ ‌در‌ آخرت ‌پس‌ صلوات فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ او.   ‌و‌ پناه ‌ده‌ مرا ‌از‌ دين ‌به‌ وسعت زياد ‌و‌ كفاف ‌كه‌ هميشه برسد.   تنبيه: غرض امام (ع) ‌نه‌ ‌آن‌ است ‌كه‌ اداى دينم نما بلكه ‌از‌ اول مرا مديون منما ‌تا‌ مبتلا ‌به‌ اين امور وضعيه ‌آن‌ نشود ‌كه‌ ذكر شد.   نصيحه: نماز ‌به‌ جهت رفع ظلم ‌و‌ اداء دين بعد العشاء ‌در‌ كتاب مجالس مفيد ولد شيخ الطائفه (ره) روايت ‌مى‌ نمايد ‌از‌ حضرت صادق (ع) ‌كه‌ كسى ‌به‌ خدمت ‌آن‌ حضرت عرض نمود: ‌اى‌ مولاى ‌من‌ شكايت ‌مى‌ نمايم ‌به‌ سوى ‌تو‌ ‌از‌ دينى ‌كه‌ ‌بر‌ ‌من‌ مستولى شده است ‌و‌ همچنين شكايت ‌مى‌ نمايم ‌از‌ ظلم ‌و‌ جور سلطان ‌كه‌ ‌بر‌ ‌من‌ تعدى نموده است التماس ‌آن‌ دارم ‌كه‌ دعائى ‌به‌ ‌من‌ تعليم نمائى ‌كه‌ ‌به‌ بركت ‌آن‌ خدا اداى دينم كند ‌و‌ دفع ظالم ‌از‌ ‌من‌ نمايد.   فرمودند: چون سياهى ‌شب‌ مستولى ‌شد‌ ‌دو‌ ركعت نماز ‌به‌ ‌جا‌ آور، ‌و‌ ‌در‌ ركعت اول سوره ‌ى‌ حمد ‌و‌ آيه الكرسى بخوان ‌و‌ ‌در‌ ركعت دوم حمد ‌و‌ آخر سوره ‌ى‌ حشر لو انزلنا هذا القرآن على جبل ‌تا‌ آخر سوره بخوان ‌و‌ بعد ‌از‌ سلام قرآن ‌را‌ ‌بر‌ ‌سر‌ بگذار ‌و‌ بگو: اللهم بحق هذا القرآن ‌و‌ بحق ‌من‌ ارسلته ‌به‌ ‌و‌ بحق كل مومن  
مدحته فيه ‌و‌ بحقك عليهم فلا احد اعرف بحقك منك.   ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ الله. ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ محمد، ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ على، ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ فاطمه، ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ حسن، ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ حسين (ع) ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ على ‌بن‌ الحسين (ع) ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ محمد ‌بن‌ على (ع) ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ جعفر ‌بن‌ محمد (ع) ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ موسى ‌بن‌ جعفر (ع) ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ على ‌بن‌ موسى، ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ محمد ‌بن‌ على (ع)، ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ على ‌بن‌ محمد، ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ حسن ‌بن‌ على (ع)، ‌ده‌ مرتبه ‌يا‌ محمد ‌بن‌ الحسن (ع) ‌و‌ بعد حاجت خود ‌را‌ بخواه.  
اللغه: حجب: منع ‌و‌ ستر.   اسراف: صرف مال خارج ‌از‌ اندازه.   ازدياد: زياده روى نمودن.   قوام: راست كردن منحرف.   بذل: بخشيدن.   اقتصاد: اعتدال.   تقدير: اندازه گرفتن.   قبض: گرفتن.   تبذير: صرف مال ‌در‌ غير مورد. فرق ‌او‌ ‌با‌ اسراف ‌آن‌ است ‌كه‌ اسراف  
صرف مال است ‌در‌ محل خود ‌با‌ زياد مثل آنكه ‌يك‌ پول پنير كفايت ‌او‌ كند ‌و‌ ‌او‌ ‌يك‌ پول ‌و‌ نيم بگيرد.   تبذير: ‌آن‌ است ‌كه‌ مال خود ‌را‌ مثلا ‌در‌ لهو ‌و‌ لعب صرف كند.   اجراء: جارى نمودن.   زوى: دور شدن.   مخيله: مفعله ‌به‌ معنى تكبر ‌و‌ غرور ناشى ‌از‌ خيال.   طغيان: تجاوز ‌از‌ حد.   التركيب: ازدياد عطف تفسير سرف است.   ‌او‌ تاديا: عطف على قوله مخيله.   ‌او‌ ‌ما‌ اتعقب: عطف على قوله ‌ما‌ يحدث.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ رحمت فرست ‌بر‌ محمد ‌و‌ ‌آل‌ ‌او‌ ‌و‌ مانع ‌شو‌ ‌تو‌ مرا ‌از‌ اسراف ‌و‌ ازدياد، ‌و‌ راست نما ‌تو‌ مرا ‌به‌ بذل ‌و‌ ميانه روى ‌و‌ تعليم ‌ده‌ ‌تو‌ مرا ‌به‌ اينكه ‌هر‌ كار ‌را‌ ‌به‌ جاى خود نمايم، ‌و‌ نگهدار ‌تو‌ مرا ‌به‌ لطف ‌و‌ مهربانى خود ‌از‌ اينكه مال ‌را‌ ‌در‌ غير محل خود صرف نمايم، ‌و‌ جارى فرما ‌تو‌ ‌از‌ اسباب حلال روزى مرا ‌و‌ متوجه ‌و‌ منصرف ساز ‌در‌ راههاى خير نفقه دادن مرا، ‌و‌ دور نما ‌تو‌ ‌از‌ ‌من‌ ‌از‌ مآل ‌آن‌ چنان مالى ‌كه‌ احداث نمايد ‌از‌ براى ‌من‌ تكبر ‌را‌ ‌يا‌ اينكه بكشاند ‌به‌ سوى ظلم ‌يا‌ اينكه مالى ‌كه‌ عقب درآورم ‌من‌ ‌از‌ ‌آن‌ مال سركشى ‌و‌ طغيان را.   توضيح: انسان بيچاره امر ‌او‌ بين محذورين است ‌از‌ فقر ‌و‌ فقدان مفاسدى است ‌كه‌ بيم كفر ‌در‌ ‌آن‌ است ‌و‌ ‌از‌ داشتن ‌هم‌ كفر ‌يا‌ قريب كفر چنانكه صفت ‌هر‌ ‌دو‌ مشاهده شده.   ايقاظ: اگر ‌هر‌ ‌يك‌ ‌از‌ اين ‌دو‌ صفت ‌در‌ انسان ‌به‌ طريق محبوبيه پيدا شود  
كدام ‌يك‌ احسن است؟ ‌مى‌ توان گفت: فقر چنانكه انبياء ‌و‌ اولياء اختيار نمودند ‌و‌ حظ دنيوى موجب انحطاط درجات بهشتى است،   ‌و‌ ‌مى‌ توان گفت: غنى زيرا ‌كه‌ بعد ‌از‌ اعانت خدا هزار فوائد ‌بر‌ ‌آن‌ مترتب است ‌كه‌ يكى ‌از‌ آنها ‌در‌ فقر نيست شاهد ائمه سئوال فقر هرگز نمى كردند، بلكه كاره بودند ‌از‌ اينكه كسى ‌به‌ آنها نسبت فقر دهد چنانكه بعضى روايات مرويه ‌در‌ وسائل دلالت ‌بر‌ ‌آن‌ دارد.  
اللغه: زوى دور نمودن ‌و‌ جمع كردن.   ادخار: ذخيره نمودن.   خوله: ‌اى‌ ملكه.   حطام: چيز شكسته ‌و‌ فانى.   بلغه: چيزى ‌كه‌ ‌به‌ سبب ‌او‌ ‌به‌ چيزى ‌مى‌ رسند.   وصله: آنچه ‌كه‌ ‌به‌ ‌آن‌ وصول ‌به‌ چيزى شود.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ دوست نما ‌تو‌ ‌به‌ سوى ‌من‌ صحبت فقراء ‌و‌ مجالست ‌با‌ آنها را، ‌و‌ اعانت نما ‌تو‌ مرا ‌به‌ صحبت آنها ‌به‌ صبر نيكو، ‌و‌ آنچه ‌را‌ ‌كه‌ دورى نمودى ‌از‌ ‌من‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ متاع دنياى فانى ‌پس‌ ذخيره نما ‌تو‌ ‌او‌ ‌را‌ براى ‌من‌ ‌در‌ خزانهاى باقيه ‌ى‌ خود، ‌و‌ بگردان آنچه ‌را‌ ‌كه‌ مالك نمودى مرا ‌به‌ ‌آن‌ ‌از‌ فانيهاى دنيا ‌و‌ تعجيل  
اللغه: زوى دور نمودن ‌و‌ جمع كردن.   ادخار: ذخيره نمودن.   خوله: ‌اى‌ ملكه.   حطام: چيز شكسته ‌و‌ فانى.   بلغه: چيزى ‌كه‌ ‌به‌ سبب ‌او‌ ‌به‌ چيزى ‌مى‌ رسند.   وصله: آنچه ‌كه‌ ‌به‌ ‌آن‌ وصول ‌به‌ چيزى شود.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ دوست نما ‌تو‌ ‌به‌ سوى ‌من‌ صحبت فقراء ‌و‌ مجالست ‌با‌ آنها را، ‌و‌ اعانت نما ‌تو‌ مرا ‌به‌ صحبت آنها ‌به‌ صبر نيكو، ‌و‌ آنچه ‌را‌ ‌كه‌ دورى نمودى ‌از‌ ‌من‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ متاع دنياى فانى ‌پس‌ ذخيره نما ‌تو‌ ‌او‌ ‌را‌ براى ‌من‌ ‌در‌ خزانهاى باقيه ‌ى‌ خود، ‌و‌ بگردان آنچه ‌را‌ ‌كه‌ مالك نمودى مرا ‌به‌ ‌آن‌ ‌از‌ فانيهاى دنيا ‌و‌ تعجيل  
اللغه: زوى دور نمودن ‌و‌ جمع كردن.   ادخار: ذخيره نمودن.   خوله: ‌اى‌ ملكه.   حطام: چيز شكسته ‌و‌ فانى.   بلغه: چيزى ‌كه‌ ‌به‌ سبب ‌او‌ ‌به‌ چيزى ‌مى‌ رسند.   وصله: آنچه ‌كه‌ ‌به‌ ‌آن‌ وصول ‌به‌ چيزى شود.   يعنى: ‌اى‌ خداى ‌من‌ دوست نما ‌تو‌ ‌به‌ سوى ‌من‌ صحبت فقراء ‌و‌ مجالست ‌با‌ آنها را، ‌و‌ اعانت نما ‌تو‌ مرا ‌به‌ صحبت آنها ‌به‌ صبر نيكو، ‌و‌ آنچه ‌را‌ ‌كه‌ دورى نمودى ‌از‌ ‌من‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ متاع دنياى فانى ‌پس‌ ذخيره نما ‌تو‌ ‌او‌ ‌را‌ براى ‌من‌ ‌در‌ خزانهاى باقيه ‌ى‌ خود، ‌و‌ بگردان آنچه ‌را‌ ‌كه‌ مالك نمودى مرا ‌به‌ ‌آن‌ ‌از‌ فانيهاى دنيا ‌و‌ تعجيل  
فرمودى ‌تو‌ ‌از‌ براى ‌من‌ ‌از‌ متاع دنيا رسيدن ‌به‌ سوى همسايگى ‌تو‌ ‌و‌ وصول ‌به‌ سوى نزديكى ‌تو‌ ‌و‌ سبب ‌و‌ وسيله ‌به‌ سوى بهشت ‌تو‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ صاحب فضل عظيمى ‌و‌ توئى جواد كريم.   ختام: ‌از‌ فقره ‌ى‌ اول ‌و‌ آخر چنان استفاده ‌مى‌ شود ‌كه‌ خداى عزوجل ‌از‌ براى انسان متاع ‌و‌ اسباب ‌در‌ دار آخرت قرار داده است ‌و‌ اين متاع دنيا خلق نشد مگر ‌از‌ براى امتحان ‌و‌ لذا تعبير ‌از‌ ‌آن‌ ‌به‌ حطام ‌شد‌ ‌و‌ زخرف ‌و‌ براى همين مطلب تعبير نمود ‌از‌ ‌آن‌ ‌به‌ تعجيل ‌و‌ لذا سئوال كند ‌از‌ خدا ‌كه‌ اين متاع ‌و‌ حطام ‌را‌ اسباب نجات ‌من‌ قرار ‌ده‌ ‌نه‌ اسباب دورى ‌از‌ رحمت چنانكه بالعيان ‌در‌ غالب اغنياء ملاحظه شده.   تذئيل: ‌از‌ حضرت ائمه ادعيه ‌و‌ صلوات ‌از‌ براى دفع دين تعليم شده فرمودند پيغمبر (ص) كه: ‌از‌ براى اداء دين مداومت كند ‌به‌ آيه ‌ى‌ ‌قل‌ اللهم مالك الملك ‌و‌ ‌در‌ آخر آيه بگويد: ‌يا‌ رحمن الدنيا ‌و‌ آلاخره تعطى ‌من‌ تشاء منهما ‌و‌ تمنع ‌من‌ تشاء منهما ‌و‌ ‌دو‌ ركعت نماز ‌از‌ براى دفع فقر ‌و‌ دين ‌به‌ طريق درست ‌به‌ ‌جا‌ آورد ‌و‌ بعد ‌از‌ نماز ‌به‌ سجده رود ‌و‌ بگويد: ‌يا‌ ماجد ‌يا‌ واحد ‌يا‌ احد ‌يا‌ كريم اتوجه اليك بنبيك نبى الرحمه ‌يا‌ رسول الله انى اتوجه بك الى الله ربى ‌و‌ ربك ‌و‌ رب كل شى ء اسئلك ‌يا‌ الله ‌ان‌ تصلى على محمد ‌و‌ ‌آل‌ محمد ‌و‌ اسئلك نفحه ‌من‌ نفحاتك فتحا يسيرا ‌و‌ رزقا واسعا الم ‌به‌ شعثى ‌و‌ اقضى ‌به‌ دينى ‌و‌ استعين ‌به‌ على عيالى انشاء الله مطلب برآورده شود.  
فرمودى ‌تو‌ ‌از‌ براى ‌من‌ ‌از‌ متاع دنيا رسيدن ‌به‌ سوى همسايگى ‌تو‌ ‌و‌ وصول ‌به‌ سوى نزديكى ‌تو‌ ‌و‌ سبب ‌و‌ وسيله ‌به‌ سوى بهشت ‌تو‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ صاحب فضل عظيمى ‌و‌ توئى جواد كريم.   ختام: ‌از‌ فقره ‌ى‌ اول ‌و‌ آخر چنان استفاده ‌مى‌ شود ‌كه‌ خداى عزوجل ‌از‌ براى انسان متاع ‌و‌ اسباب ‌در‌ دار آخرت قرار داده است ‌و‌ اين متاع دنيا خلق نشد مگر ‌از‌ براى امتحان ‌و‌ لذا تعبير ‌از‌ ‌آن‌ ‌به‌ حطام ‌شد‌ ‌و‌ زخرف ‌و‌ براى همين مطلب تعبير نمود ‌از‌ ‌آن‌ ‌به‌ تعجيل ‌و‌ لذا سئوال كند ‌از‌ خدا ‌كه‌ اين متاع ‌و‌ حطام ‌را‌ اسباب نجات ‌من‌ قرار ‌ده‌ ‌نه‌ اسباب دورى ‌از‌ رحمت چنانكه بالعيان ‌در‌ غالب اغنياء ملاحظه شده.   تذئيل: ‌از‌ حضرت ائمه ادعيه ‌و‌ صلوات ‌از‌ براى دفع دين تعليم شده فرمودند پيغمبر (ص) كه: ‌از‌ براى اداء دين مداومت كند ‌به‌ آيه ‌ى‌ ‌قل‌ اللهم مالك الملك ‌و‌ ‌در‌ آخر آيه بگويد: ‌يا‌ رحمن الدنيا ‌و‌ آلاخره تعطى ‌من‌ تشاء منهما ‌و‌ تمنع ‌من‌ تشاء منهما ‌و‌ ‌دو‌ ركعت نماز ‌از‌ براى دفع فقر ‌و‌ دين ‌به‌ طريق درست ‌به‌ ‌جا‌ آورد ‌و‌ بعد ‌از‌ نماز ‌به‌ سجده رود ‌و‌ بگويد: ‌يا‌ ماجد ‌يا‌ واحد ‌يا‌ احد ‌يا‌ كريم اتوجه اليك بنبيك نبى الرحمه ‌يا‌ رسول الله انى اتوجه بك الى الله ربى ‌و‌ ربك ‌و‌ رب كل شى ء اسئلك ‌يا‌ الله ‌ان‌ تصلى على محمد ‌و‌ ‌آل‌ محمد ‌و‌ اسئلك نفحه ‌من‌ نفحاتك فتحا يسيرا ‌و‌ رزقا واسعا الم ‌به‌ شعثى ‌و‌ اقضى ‌به‌ دينى ‌و‌ استعين ‌به‌ على عيالى انشاء الله مطلب برآورده شود.  
فرمودى ‌تو‌ ‌از‌ براى ‌من‌ ‌از‌ متاع دنيا رسيدن ‌به‌ سوى همسايگى ‌تو‌ ‌و‌ وصول ‌به‌ سوى نزديكى ‌تو‌ ‌و‌ سبب ‌و‌ وسيله ‌به‌ سوى بهشت ‌تو‌ ‌به‌ درستى ‌كه‌ ‌تو‌ صاحب فضل عظيمى ‌و‌ توئى جواد كريم.   ختام: ‌از‌ فقره ‌ى‌ اول ‌و‌ آخر چنان استفاده ‌مى‌ شود ‌كه‌ خداى عزوجل ‌از‌ براى انسان متاع ‌و‌ اسباب ‌در‌ دار آخرت قرار داده است ‌و‌ اين متاع دنيا خلق نشد مگر ‌از‌ براى امتحان ‌و‌ لذا تعبير ‌از‌ ‌آن‌ ‌به‌ حطام ‌شد‌ ‌و‌ زخرف ‌و‌ براى همين مطلب تعبير نمود ‌از‌ ‌آن‌ ‌به‌ تعجيل ‌و‌ لذا سئوال كند ‌از‌ خدا ‌كه‌ اين متاع ‌و‌ حطام ‌را‌ اسباب نجات ‌من‌ قرار ‌ده‌ ‌نه‌ اسباب دورى ‌از‌ رحمت چنانكه بالعيان ‌در‌ غالب اغنياء ملاحظه شده.   تذئيل: ‌از‌ حضرت ائمه ادعيه ‌و‌ صلوات ‌از‌ براى دفع دين تعليم شده فرمودند پيغمبر (ص) كه: ‌از‌ براى اداء دين مداومت كند ‌به‌ آيه ‌ى‌ ‌قل‌ اللهم مالك الملك ‌و‌ ‌در‌ آخر آيه بگويد: ‌يا‌ رحمن الدنيا ‌و‌ آلاخره تعطى ‌من‌ تشاء منهما ‌و‌ تمنع ‌من‌ تشاء منهما ‌و‌ ‌دو‌ ركعت نماز ‌از‌ براى دفع فقر ‌و‌ دين ‌به‌ طريق درست ‌به‌ ‌جا‌ آورد ‌و‌ بعد ‌از‌ نماز ‌به‌ سجده رود ‌و‌ بگويد: ‌يا‌ ماجد ‌يا‌ واحد ‌يا‌ احد ‌يا‌ كريم اتوجه اليك بنبيك نبى الرحمه ‌يا‌ رسول الله انى اتوجه بك الى الله ربى ‌و‌ ربك ‌و‌ رب كل شى ء اسئلك ‌يا‌ الله ‌ان‌ تصلى على محمد ‌و‌ ‌آل‌ محمد ‌و‌ اسئلك نفحه ‌من‌ نفحاتك فتحا يسيرا ‌و‌ رزقا واسعا الم ‌به‌ شعثى ‌و‌ اقضى ‌به‌ دينى ‌و‌ استعين ‌به‌ على عيالى انشاء الله مطلب برآورده شود.  

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه و كان من‌ دعائه عليه السلام فى طلب العفو ‌و‌ الرحمه دعاى سى ‌و‌ نهم در‌ خواستن عفو از‌ گناهان خود ‌و‌ طلب رحمت از‌ پروردگار خود.
«اللهم صل على محمد ‌و‌ آله، ‌و‌ اكسر شهوتى عن كل‌ محرم». المحرم- بفتح الميم-: الحرام. ‌و‌ يقال: هو ذو محرم منها، اذا لم يحل له نكاحها. يعنى: بار خدايا، رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. ‌و‌ بشكن شهوت ‌و‌ آرزوى مرا از‌ هر‌ حرامى كه‌ بوده باشد. «و ازو حرصى عن كل‌ ماثم». اى: نح ‌و‌ اقبض حرصى. ‌و‌ الماثم: الامر الذى ياثم به‌ الانسان، او‌ هو الاثم نفسه، وضعا للمصدر موضع الاسم. قاله فى النهايه الاثيريه. (يعنى:) ‌و‌ دور كن حرص مرا از‌ هر‌ چه به‌ ‌آن آدمى گناهكار گردد- يا: از‌ نفس گناه. «و امنعنى عن اذى كل‌ مومن ‌و‌ مومنه ‌و‌ مسلم ‌و‌ مسلمه». ‌و‌ بازدار مرا از‌ اذيت ‌و‌ رنج رسانيدن هر‌ مردى كه‌ صاحب ايمان باشد ‌و‌ هر‌ زنى كه‌ مومنه باشد ‌و‌ هر‌ مردى مسلمان ‌و‌ زنى مسلمه.
«اللهم ‌و‌ ايما عبد نال منى ما‌ حضرت عليه». نال اذا استعمل بمن، كان بمعنى الشتم ‌و‌ السب. قال فى القاموس: نال من‌ عرضه: سبه. ‌و‌ قال فى المغرب: ‌و‌ نال من‌ عدوه: اضر به. ‌و‌ منه قوله تعالى: (و لا‌ ينالون من‌ عدو نيلا). ‌و‌ الحظر: المنع. ‌و‌ المراد منه ما‌ حرمت. لانه كثيرا ما‌ يرد فى الكلام ذكر المحظور ‌و‌ يراد به‌ الحرام لانه ممنوع منه. ‌و‌ منه حظيره الابل، لمنعها اياها من‌ الخروج. يعنى: بار خدايا، ‌و‌ هر‌ بنده اى از‌ بندگان تو‌ كه‌ شتم ‌و‌ دشنامى- يا: ضررى- رسانيده مرا آنچه حرام كرده اى بر‌ او. «و انتهك منى ما‌ حجرت عليه». ‌و‌ الانتهاك: افتعال من‌ النهك. يقال: انتهك عرضه، اى: بالغ فى شتمه. ‌و‌ «حجرت» بالراء المهمله ‌و‌ الزاى كلاهما مرويان فى هذا المقام، ‌و‌ هما بمعنى المنع. يقال: حجر القاضى على السفيه ‌و‌ الصغير، اذا منعهما من‌ التصرف فى مالهما. ‌و‌ سمى العقل حجرا لانه يمنع صاحبه عما لا‌ يحل. ‌و‌ الانحجاز- بالزاى- مطاوع حجزه اذا منعه. قاله ابن الاثير فى نهايته. (يعنى:) ‌و‌ مبالغه نموده در‌ هتك حرمت من‌ آنچه منع كرده اى او‌ را‌ بر‌ آن. «فمضى بظلامتى ميتا، او‌ حصلت لى قبله حيا، فاغفر له ما‌ الم به‌ منى. ‌و‌ اعف له عما ادبر به‌ عنى».
مضى، اى: ذهب. ‌و‌ الظلامه- بضم الظاء-: اسم ما‌ اخذه الظالم منك. اى: مظلمتى. ‌و‌ «قبله»- بكسر القاف ‌و‌ فتح الباء الموحده- بمعنى عنده. يقال: لى قبل فلان حق، اى: عنده. ‌و‌ الالمام: النزول. يعنى: پس‌ رفت با‌ ‌آن مظلمه اى كه‌ حق من‌ است نزد او‌ در‌ حالتى كه‌ مرده باشد، يا‌ حاصل باشد مظلمه اى كه‌ حق من‌ است نزد او‌ در‌ حالتى كه‌ زنده باشد، پس‌ بيامرز او‌ را‌ آنچه فرود آيد به‌ او‌ از‌ مكافات عمل او. ‌و‌ عفو كن مر او‌ را‌ از‌ آنچه ادبار كرد از‌ من- يعنى: پشت كرد ‌و‌ به‌ من‌ نداد از‌ حقوق من‌ كه‌ نزد او‌ بود. «و لا‌ تقفه على ما‌ ارتكب فى. ‌و‌ لا‌ تكشفه عما اكتسب بى». «لا تقفه»، اى: لا‌ تطلعه على ما‌ اتى فى حقى من‌ المحرمات. يقال: وقفته على ذنبى، اى: اطلعته عليه. ‌و‌ ارتكاب الذنوب: اتيانها. ‌و‌ المعنى نفى المواخذه ‌و‌ المناقشه. ‌و‌ هذا المعنى هو المراد ايضا بقوله عليه السلام: «و لا‌ تكشفه عما اكتسب». فالجمله الثانيه بمنزله التاكيد. ‌و‌ التكرير لضرب من‌ التاكيد ‌و‌ اختلاف اللفظ. يعنى: ‌و‌ مواخذه منما ‌و‌ بر‌ او‌ مگير بر‌ آنچه اتيان نموده در‌ حق من‌ از‌ افعال محرمه ‌و‌ اعمال ناشايسته. ‌و‌ كشف مكن ‌و‌ رسوا مساز او‌ را‌ از‌ آنچه به‌ جا آورد از‌ بديها با‌ من.
«و اجعل ما‌ سمحت به‌ من‌ العفو عنهم، ‌و‌ تبرعت به‌ من‌ الصدقه عليهم، ازكى صدقات المتصدقين ‌و‌ اعلى صلات المتقربين». سمح يسمح- من‌ باب منع- اى: جاد. ‌و‌ السماحه: الجود. ‌و‌ التبرع: الهبه الغير الواجبه. ‌و‌ الصدقه: ما‌ يتصدق به‌ فى سبيل الله. ‌و‌ الصلات- بكسر الصاد-: جمع صله، ‌و‌ هو الهديه. (يعنى:) ‌و‌ بگردان آنچه سماحت نموده ام وجود ورزيده ام از‌ عفو كردن از‌ ايشان- يا: از‌ ‌آن بنده- ‌و‌ تبرع نموده ام به‌ ‌آن از‌ صدقه كردن بر‌ ايشان، پاكترين صدقه هاى صدقه كنندگان ‌و‌ بلندترين ‌و‌ بهترين هديتهاى نزديكى جويندگان تو- كه‌ هر‌ چه كنند محض قربت منظور ايشان باشد نه غرض ديگر از‌ اغراض دنيوى.
«و عوضنى من‌ عفوى عنهم عفوك، ‌و‌ من‌ دعائى لهم رحمتك، حتى يسعد كل‌ واحد منا بفضلك ‌و‌ ينجو كل‌ منا بمنك». «ينجو» بفتح الواو على ان‌ يكون معطوفا على «يسعد» بان يكون ان‌ الناصبه مقدره بعد حتى. يعنى: ‌و‌ عوض ده‌ مرا از‌ عفو كردن من‌ ايشان را‌ عفو كردن تو‌ مرا، ‌و‌ از‌ دعا نمودن من‌ ايشان را‌ رحمت كردن تو‌ مرا، تا‌ آنكه نيكبخت شوند هر‌ يك از‌ ما‌ به‌ فضل ‌و‌ عطاى تو‌ ‌و‌ نجات يابند هر‌ يك از‌ ما‌ به‌ نعمت تو.
«اللهم ‌و‌ ايما عبد من‌ عبيدك ادركه منى درك، او‌ مسه من‌ ناحيتى اذى، او‌
لحقه بى او‌ بسببى ظلم، ففته بحقه او‌ سبقته بمظلمته، فصل على محمد ‌و‌ آله، ‌و‌ ارضه عنى من‌ وجدك. ‌و‌ اوفه حقه من‌ عندك». الدرك: التبعه، يسكن ‌و‌ يحرك. يقال: ما‌ لحقك من‌ درك فعلى خلاصه. ‌و‌ الباء فى قوله عليه السلام: «لحقه بى» بمعنى من. اى: لحقه منى. ‌و‌ الظاهر ان‌ الباء فى «بحقه» للتعديه: اى: فوته حقه. ‌و‌ «سبقته» بمعنى فته اعجزته. ‌و‌ منه قوله تعالى فى اول سوره العنكبوت: (ام حسب الذين يعملون السيئات ان‌ يسبقونا)، اى: يعجزونا ‌و‌ يفوتونا. يعنى انه لم يخلص من‌ تبعته. ‌و‌ فوت عليه حقه: اذهبه. ‌و‌ الافتيات: السبق الى فعل الشى ء من‌ دون ائتمار. فمعنى فته ‌و‌ سبقته اى: اذهبته. يعنى ان‌ المظلوم لا‌ يقدر على ادراك حقه ‌و‌ الاخذ بظلامته. ‌و‌ المظلمه: اسم ما‌ اخذه الظالم كالظلامه. ‌و‌ «وجدك»- بضم الواو- اى: غناك ‌و‌ وسعك. ‌و‌ رجل واجد، اى: غنى. يعنى: بار خدايا، هر‌ بنده اى از‌ بندگان تو‌ كه‌ رسيده او‌ را‌ از‌ من‌ تبعه اى- يعنى آنچه از‌ پى درآيد او‌ را‌ وبال ‌و‌ عقوبتى- يا‌ دريافته او‌ را‌ از‌ جانب من‌ رنجى ‌و‌ اذيتى، يا‌ لاحق شده او‌ را‌ از‌ جانب من‌ يا‌ به‌ سبب من‌ ظلمى، پس‌ تقويت كردم حق او‌ را، يا‌ عاجز ساختم او‌ را‌ به‌ آنچه گرفته بودم از‌ او‌ از‌ روى ظلم ‌و‌ قادر نشد بر‌ اخذ ‌آن از‌ من، پس‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او، ‌و‌ خشنود گردان او‌ را‌ از‌ من‌ از‌ توانگرى خود. ‌و‌ تمام كن او‌ را‌ حق او‌ از‌ نزد خود.
«ثم قنى ما‌ يوجب له حكمك، ‌و‌ خلصنى مما يحكم به‌ عدلك. فان قوتى لا‌ تستقل بنقمتك».
لا يستقل، اى: لا‌ يطيق. استفعال من: اقل الجره، اى: اطاق حملها. (يعنى:) پس‌ نگاه دار مرا از‌ آنچه واجب كند حكم تو‌ از‌ عقوبتها در‌ حق من، ‌و‌ خلاص كن مرا ‌و‌ برهان از‌ آنچه حكم كند به‌ ‌آن عدل تو. زيرا كه‌ قوت من‌ طاقت نمى آورد برداشتن بار عقوبت تو‌ را. «و ان‌ طاقتى لا‌ تنهض بسخطك». لا‌ تنهض، اى: لا‌ تقوم. «سخط» به‌ ضم سين ‌و‌ سكون خا ‌و‌ به‌ فتح هر‌ دو‌ در‌ اين مقام روايت شده. (يعنى:) ‌و‌ به‌ درستى كه‌ طاقت ‌و‌ توانايى من‌ نتواند ايستاد در‌ مقابل خشم ‌و‌ غضب تو. «فانك ان‌ تكافنى بالحق تهلكنى». «تهلكنى» بالجزم، على ان‌ يكون جزاء للشرط. يعنى: پس‌ به‌ درستى كه‌ اگر مكافات دهى مرا به‌ حقوقى كه‌ بر‌ من‌ است هر‌ آيينه هلاك كنى مرا. «و الا تغمدنى برحمتك توبقنى». «الا» اصله ان‌ لا، على ان‌ يكون ان‌ المكسوره المخففه الشرطيه المقترنه بلا النافيه. ‌و‌ «تغمدنى» ‌و‌ «توبقنى» مجزومان به‌ على ان‌ يكونا شرطا ‌و‌ جزاء، كقوله تعالى: (الا تنفروا يعذبكم)، (و الا تغفر لى ‌و‌ ترحمنى اكن من‌
الخاسرين)، (و الا تصرف عنى كيدهن اصب اليهن). ‌و‌ «تغمدنى»، اى: تجللنى برحمتك ‌و‌ تغطينى بها، «توبقنى»، اى: تهلكنى. ‌و‌ هو استعاره ماخوذه من‌ غمد السيف الذى يكون كنانا له. (يعنى:) ‌و‌ اگر نپوشانى مرا به‌ رحمت خود، هلاك سازى مرا.
«اللهم انى استوهبك- يا‌ الهى- ما‌ لا‌ ينقصك بذله، ‌و‌ استحملك ما‌ لا‌ يبهظك حمله». اى: لا‌ يثقلك. من: يهظه الحمل: اثقله ‌و‌ عجز عنه. يعنى: بار خدايا، به‌ درستى كه‌ من‌ مى خواهم از‌ تو‌ كه‌ ببخشى مرا- اى خداوند من- آنچه كم نكند از‌ تو، بخشيدن ‌آن چيز را. ‌و‌ مى خواهم كه‌ بردارى از‌ من‌ آنچه گرانى نكند تو‌ را‌ برداشتن آن.
«استوهبك- يا‌ الهى- نفسى التى لم تخلقها لتمتنع بها من‌ سوء، او‌ لتطرق بها الى نفع، ‌و‌ لكن انشاتها اثباتا لقدرتك على مثلها، ‌و‌ احتجاجا بها على شكلها». الله استوهب ذنوبى. ‌و‌ استوهبت فلانا كذا، اى: طلبت منه هبته. قاله الزمخشرى فى اساس البلاغه. (يعنى:) طلب مى كنم كه‌ ببخشى- اى خداوند من- نفس مرا- ‌و‌ از‌ خطيئات او‌ درگذرى- كه‌ نيافريده اى او‌ را‌ تا‌ بازايستى به‌ سبب ‌آن از‌ بديى يا‌ راه برى به‌ ‌آن به‌ سودى، ‌و‌ ليكن آفريده اى ‌آن را‌ از‌ جهت اثبات قدرت خود بر‌ مانند او‌ ‌و‌ حجت گرفتن او‌ بر‌ مشاكل ‌و‌ مشابه آن.
و استحملك من‌ ذنوبى ما‌ قد بهظنى حمله. ‌و‌ استعين بك على ما‌ قد فدحنى ثقله. فدحه الدين: اثقله. ‌و‌ بهظه بمعناه. (يعنى:) ‌و‌ مى خواهم كه‌ برگيرى بار گناه از‌ من‌ آنچه مرا گران كرده است برداشتن آن. ‌و‌ يارى مى خواهم از‌ تو‌ بر‌ آنچه گران كرده است مرا گرانى آن.
فصل على محمد ‌و‌ آله. پس‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. «وهب لنفسى على ظلمها نفسى». هب- على صيغه الامر- جمله دعائيه. ‌و‌ «نفسى» مفعول ل«ظلمها». يعنى: ببخش مر نفس مرا بر‌ ظلم ‌و‌ بيدادى كه‌ كرده نفس من‌ با‌ نفس خود. «و وكل رحمتك باحتمال اصرى». الاصر- بكسر الهمزه-: الذنب ‌و‌ الاثم ‌و‌ العقوبه. (يعنى:) ‌و‌ موكل ساز رحمت خود را‌ به‌ برداشتن بار گناهان من. «فكم قد لحقت رحمتك بالمسيئين. ‌و‌ كم قد شمل عفوك الظالمين. الفاء للتعليل. يعنى: زيرا كه‌ بسيار لاحق شده ‌و‌ رسيده رحمت تو‌ به‌ بدكاران. ‌و‌ بسيار فروگرفته ‌و‌ شامل گرديده عفو تو‌ بيدادكاران را.
فصل على محمد ‌و‌ آله. پس‌ رحمت كن بر‌ محمد ‌و‌ آل‌ او. «و اجعلنى اسوه من‌ قد انهضته بتجاوزك عن مصارع الخاطئين. ‌و‌ خلصته
بتوفيقك من‌ ورطات المجرمين». الاسوه- بضم الهمزه ‌و‌ كسرها، ‌و‌ وردت الروايه بهما فى هذا المقام- بمعنى القدوه. ‌و‌ نهض ينهض نهضا ‌و‌ نهوضا، اى: قام. ‌و‌ انهضته انا فانتهض. ‌و‌ الجار ‌و‌ المجرور اعنى «عن مصارع» متعلق ب«انهضته». ‌و‌ مصارع: جمع مصرع، اى: مسقط. ‌و‌ الورطه: الارض المطمئنه التى لا‌ طريق فيها. ثم استعملت فى البليه ‌و‌ المهلكه ‌و‌ الموقع العسير، لشبهها البئر التى لا‌ طريق فيها. يعنى: ‌و‌ بگردان مرا پيشواى ‌آن كسانى كه‌ برپاى كرده اى او‌ را‌ از‌ مواضع افتادن خطاكاران به‌ درگذشتن از‌ گناهان ‌و‌ خلاصى ساخته باشى او‌ را‌ به‌ توفيق خود از‌ مهلكه گناهكاران. «فاصبح طليق عفوك من‌ اسار سخطك ‌و‌ عتيق صنعك من‌ ‌و‌ ثاق عدلك». اصبح بمعنى صار. ‌و‌ الطليق: الاسير الذى اطلق عنه اساره ‌و‌ خلى سبيله. ‌و‌ الاسار- بكسر الهمزه ‌و‌ فتحها، ‌و‌ كلاههما مرويان- مصدر اسرته اسرا ‌و‌ اسارا، اى: الشد ‌و‌ العصب. ‌و‌ هو ايضا الحبل ‌و‌ القد الذى يشد به‌ الاسير. ‌و‌ السخط- بضم السين ‌و‌ سكون الخاء او‌ بالتحريك، ‌و‌ وردت بهما الروايه-: الغضب. ‌و‌ الصنع- بالضم- معروف. ‌و‌ الوثاق بكسر الواو ‌و‌ فتحها، ‌و‌ الفتح افصح. قال الله تعالى: (فشدوا
الوثاق). يعنى: پس‌ گرديده شود رها كرده شده ‌ى‌ عفو تو‌ از‌ بند خشم تو‌ ‌و‌ آزاد كرده شده ‌ى‌ نيكويى تو‌ از‌ بند عدل تو.
«انك ان‌ تفعل ذلك- يا‌ الهى- تفعله بمن لا‌ يجحد استحقاق عقوبتك ‌و‌ لا‌ يبرى نفسه من‌ استيجاب نقمتك». به‌ درستى كه‌ اگر مى كنى اين شمول عفو ‌و‌ لحوق رحمت را‌ به‌ من- اى خداوند من- پس‌ كرده باشى ‌آن را‌ به‌ كسى كه‌ انكار نمى كند استحقاق عقوبت تو‌ را‌ ‌و‌ برى نمى سازد نفس خود را‌ از‌ اينكه مستوجب عذاب تو‌ باشد.
«تفعل ذلك- يا‌ الهى- بمن خوفه منك اكثر من‌ طمعه فيك، ‌و‌ بمن ياسه من‌ النجاه او‌ كد من‌ رجائه للخلاص». ‌و‌ مى كنى اين را- اى خداى من- به‌ كسى كه‌ ترس او‌ از‌ تو‌ بيشتر باشد از‌ طمع او‌ در‌ حضرت تو، ‌و‌ به‌ كسى كه‌ نوميدى او‌ از‌ نجات تو‌ بيشتر باشد از‌ اميد داشتن او‌ خلاصى از‌ عذاب تو. «لا ان‌ يكون ياسه قنوطا او‌ ان‌ يكون طمعه اغترارا، بل لقله حسناته بين سيئاته ‌و‌ ضعف حججه فى جميع تبعاته». يعنى توهم نكند كسى كه‌ نوميدى او‌ از‌ روى نااميدى از‌ رحمت الهى است. چه، اين كبيره اى موبقه است. چنانچه در‌ تنزيل كريم وارد است كه: (لا تقنطوا من‌ رحمه الله). ‌و‌ نه آنكه طمع او‌ از‌ بابت مغرور شدن به‌
طاعت خود است، بلكه نوميدى از‌ جهت كمى حسنات است مر او‌ را‌ در‌ ميان بديهاى او‌ ‌و‌ ضعف دلايل اوست در‌ جنب جميع گناهان او.
«فاما انت- يا‌ الهى- فاهل ان‌ لا‌ يغتر بك الصديقون ‌و‌ لا‌ يياس منك المجرمون». اى: لا‌ يستغفلك ‌و‌ يامنوا مكرك. ‌و‌ منه الحديث: «لا تطرقوا النساء ‌و‌ لا‌ تغتروهن»، اى: لا‌ تفعلوهن ‌و‌ لا‌ تدخلوا اليهن على غره، اى: غفله. ‌و‌ يحتمل ان‌ يكون معنى قوله عليه السلام: «و لا‌ يغتر بك الصديقون» اى: لا‌ يتجرووا عليك. ‌و‌ منه الحديث: «لغرته بالله اعز على من‌ سرقته»، اى: لجراته على الله عز ‌و‌ جل اشد من‌ سرقته. قاله المطرزى فى مغربه: ‌و‌ منه: ما‌ غرك بفلان، اى: كيف اجترات عليه. (يعنى:) پس‌ اما تو- اى خداوند من- سزاوار آنى كه‌ فريفته نشوند ‌و‌ ايمن نباشند از‌ مكر تو‌ يا: جرات ننمايند به‌ تو- آنان كه‌ نهايت تصديق به‌ كلام مجيد ‌و‌ گفته هاى تو‌ كرده اند، ‌و‌ نااميد نباشند از‌ رحمت تو‌ گناهكاران. «لانك الرب العظيم الذى لا‌ يمنع احدا فضله». زيرا كه‌ تو‌ پروردگاريى عظيم كه‌ بازندارد هيچ كس را‌ از‌ فضل خود. سوق كلام مبنى بر‌ التفات است. «و لا‌ يستقصى من‌ احد حقه». ‌و‌ دور نمى سازد هيچ كس را‌ از‌ حق خود- كه‌ ‌آن احسان ‌و‌ افضال است.
«تعالى ذكرك عن المذكورين». اى: تنزه ‌و‌ تقدس من‌ ان‌ يقاس بشى ء. يعنى: منزه ‌و‌ مقدس ‌و‌ برتر است ذكر تو‌ از‌ آنچه ذكر كرده مى شود. «و تقدست اسماوك عن المنسوبين». ‌و‌ مقدس است نامهاى تو‌ از‌ آنچه نسبت داده مى شوند به‌ آن. «و فشت نعمتك فى جميع المخلوقين». ‌و‌ فاش ‌و‌ آشكار است نعمت تو‌ در‌ جميع مخلوقات. چه، هيچ چيز نيست كه‌ نعمت عام تو‌ به‌ وى نرسيده. «فلك الحمد على ذلك يا‌ رب العالمين». پس‌ مر تو‌ را‌ است سپاس بى قياس بر‌ اين نعمتها، اى پروردگار ماسواى خود از‌ مخلوقات.

ترجمه فارسی صحیفه سجادیه
ادامه مطلب

متن عربی حکمت نهج البلاغه

وَ قالَ عَلَيْهِ السَّلامُ: اعْقِلُوا الْخَبَرَ إِذا سَمِعْتُمُوهُ عَقْلَ رِعايَةٍ لا عَقْلَ رِوايَةٍ، فَإِنَّ رُواةَ الْعِلْمِ کَثِيرٌ، وَ رُعاتَهُ قَلِيلٌ.

ترجمه فارسی حکمت نهج البلاغه

ترجمه دشتی

و درود خدا بر او فرمود: چون خبري را شنيديد، آن را درک کرده عمل کنيد، نه بشنويد و نقل کنيد، زيرا راويان علم فراوان، و عمل‏کنندگان آن اندکند.

ترجمه فیض الاسلام

امام عليه‏السلام (درباره انديشه در اخبار) فرموده است: چون خبري شنيديد آن را از روي تدبر و انديشه در آن دريابيد نه از روي نقل لفظ آن، زيرا نقل کنندگان علم بسيارند و انديشه کنندگان در آن اندک.

ترجمه سید جعفر شهیدی

(و فرمود:) چون حديثي را شنيديد آن را فهم و رعايت کنيد، نه بشنويد و روايت کنيد که راويان علم بسيارند و به کاربندان آن اندک در شمار.


ادامه مطلب

ترجمه فارسی نهج البلاغه به گروهي از سپاهيان
از وصيتهاي آن حضرت عليه‏السلام است که لشگري را که به سوي دشمن فرستاده بود به آن سفارش مي‏فرمايد (و آن قسمتي از نامه‏ايست که در پاسخ نامه زياد ابن نصر و شريح ابن هاني که هر دو از نيکان اصحاب امام عليه‏السلام بودند نوشته زماني که ايشان را با دوازده هزار تن از لشگر عراق براي جنگ با لشگر شام فرستاده در بين راه با يکديگر مخالفت نموده هر کدام نامه‏اي به کوفه نزد آن بزرگوار فرستاده از ديگري شکايت نمودند، آن حضرت در پاسخ هر دو نامه‏اي نوشت که از جمله آن قسمتي است که دستور جنگ با دشمن را به آنان گوشزد مي‏نمايد): پس هر گاه به دشمن برخورديد يا دشمن به شما برخورد بايد لشگرگاه شما در جاهاي بلند تپه‏ها يا دامنه کوهها يا کنار رودخانه‏ها باشد تا براي شما کمک بوده از دسترسي آنان جلوگير باشد، و بايد جنگ شما با دشمن از يکسو يا دو سو باشد (زيرا لازمه جنگيدن از چند طرف پراکندگي و ضعف و شکست است) و براي خودتان در بلندي کوهها و لاي تپه‏هاي مسطح پاسبانان و ديدبانان بگذاريد تا دشمن به طرف شما نيايد از جائيکه مي‏ترسيد مبادا بيايد يا از جائيکه ايمن هستيد (که از آنجا نمي‏آيد، و ممکن است ناگهان از آنجا بيايد که ديدبانان
آمدن دشمن را از دور ديده شما را آگهي ميدهند تا درصدد جلوگيري برآئيد) و بدانيد جلوداران لشگر ديدبانان ايشانند و ديدبانان جلوداران لشگر (چند تني که جلو لشگر مي‏روند) جاسوسان هستند (خلاصه بايد چند تن جاسوس جلو و ديدبانان لشگر دنبال آنها و لشگر پس از ايشان بروند تا از کار دشمن آگاه بوده در هر موضوع دانسته اقدام نمايند) و از جدا شدن و پراکندگي برهيزيد، پس هر گاه در مکاني فرود آمديد، همگي فرود آئيد، و هر گاه کوچ نموديد، همگي کوچ نمائيد، و چون شب شما را فرا گرفت نيزه‏ها را در اطراف خويش گرداگرد (دائره مانند) قرار دهيد (تا اگر دشمن شبيخون زند وسائل دفاع در دسترس باشد) و خواب را نچشيد (به خواب راحت نرويد) مگر اندک يا مانند آب در دهان گردانيدن و بيرون ريختن (چرت بزنيد نه به آسوده بخوابيد شايد دشمن بيدار و درصدد شبيخون باشد). متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ وَصِيَّةٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) وَصّى بِها جَيْشاً بَعَثَهُ إِلَى الْعَدُوِّ: فَإِذا نَزَلْتُمْ بِعَدُوٍّ أَوْ نَزَلَ بِکُمْ فَلْيَکُنْ مُعَسْکَرُکُمْ فِى ‏قُبُلِ‏ ‏الْأَشْرافِ‏، ‏أَوْ ‏سِفاحِ‏ ‏الْجِبالِ‏، أَوْ ‏أَثْناءِ الْأَنْهارِ، کَيْما يَکُونَ لَکُمْ ‏رِدْءاً، وَ دُونَکُمْ ‏مَرَدّاً، وَلْتَکُنْ مُقاتَلَتُکُمْ مِنْ ‏وَجْهٍ‏ أَوِ اثْنَيْنِ، وَ اجْعَلُوا لَکُمْ رُقَباءَ فِى ‏صَياصِى‏ الْجِبالِ، وَ ‏مَناکِبِ‏ ‏الْهِضابِ‏، لِئلّا يَأْتِيَکُمُ الْعَدُوُّ مِنْ مَکانِ مَخافَةٍ أَوْ أَمْنٍ. وَ اعْلَمُواْ أَنَّ مُقَدِّمَةَ الْقَوْمِ عُيُونُهُمْ، وَ عُيُونَ الْمُقَدِّمَةِ طَلائِعُهُمْ، وَ إِيّاکُمْ وَ التَّفَرُّقَ، فَإِذا نَزَلْتُمْ فَانْزِلُوا جَمِيعاً، وَ إِذَا ارْتَحَلْتُمْ فَارْتَحِلُوا جَمِيعاً، وَ إِذا غَشِيَکُمُ الَّلْيلُ فَاجْعَلُوا ‏الرِّماحَ‏ ‏کِفَّةً، وَ لا تَذُوقُوا النَّوْمَ إِلّا ‏غِراراً أَوْ ‏مَضْمَضَةً.
ادامه مطلب

ترجمه فارسی نهج البلاغه تلاوت يا ايها الانسان..
که هنگام تلاوت يا ايها الانسان ما غرک بربک الکريم برگفت - انسان- از هر سوالي دليلش بي پاتراست، و از هر فريب خورده عذرش ناپذيراتر. چون به شناخت خود نادان است خود را پسندد. و بر خود نازان است. اي انسان! تو را بر گناه چه چير کرده است؟ و بر پروردگارت چنين دلير؟ چرا به کشتن خود ناپژماني، مگر دردت را درمان نيست، و يا بيداريت از اين خواب گران نيست؟ تو که بر ديگري مهرباني چرا در کار خود وا ميماني؟ بسا که يکي را در تابش آفتاب بيني و او را به سايه آري، يا بر گرفتاري که بيماري وي را گداخته از روي رحمت اشک باري! پس چه تو را بر درد خود شکيبا نمود، و در مصيبتت توانايي بخشود، و در گريستن بر نفس خويش که نزد تو گرانبهاترين جانهاست، به شکيبايي‏ات امر فرمود؟ و چگونه بيم کيفري بيدارت نمي‏سازد که شبانگاه بر تو بتازد. حالي که با نافرماني خدا خود را- تباه ساخته‏اي- و در پنجه قهرش انداخته. پس سستي دل را با پايداري درمان کن، و خواب غفلت ديده‏ات را به بيداري. و طاعت خدا را بپذير و به ياد او انس گير. و به خاطر آر آنگاه که تو روي از او گردانده‏اي او روي به تو گرداند و تو را به خواستن بخشايش از خود مي‏خواند و- جامه- کرم خويش بر تو مي‏پوشاند، و تو از او رويگرداني و ديگري را خواهان. پس چه نيرومند است و بزرگوار، و چه ناتواني تو و بيمقدار، و چه گستاخ در نافرماني پروردگار. در سايه پوشش او مي‏آرامي، و در پهنه بخشايش او مي‏خرامي، نه بخشش خويش را از تو بريده، و نه پرده خود را بر تو دريده، بلکه چشم به هم زدني بي‏احسان او به سر نبرده‏اي، در نعمتي که بر تو تازه گردانيده، يا گناهي که بر تو پوشانيده، يا از بلاييت رهانيده.- با نافرماني اين چنين به نعمتش اندري- پس چه گمان بدو بري، اگر وي را فرمان بري؟ به خدا اگر اين رفتار ميان دو کس بود که در قوت برابر بودند، و در قدرت همبر- و تو يک تن از آن دو بودي-، نخست خود را محکوم مي‏نمودي که رفتارت نکوهيده است و کردارت ناپسنديده. سخن به راست بگويم، دنيا تو را فريفته نساخته، که تو خود فريفته دنيايي و بدان پرداخته. آنچه را مايه عبرت است برايت آشکار داشت، و ميان تو و ديگري فرقي نگذاشت. او با دردها که به جسم تو مي‏گمارد، و با کاهشي که در نيرويت پديد مي‏آرد، راستگوتر از آن است که با تو دروغ گويد و وفادارتر از آنکه با تو راه خيانت پويد، و بسا نصيحتگويي از سوي دنيا که وي را متهم داشتي و راستگويي که گفته او را دروغ پنداشتي. اگر در پي شناخت او باشي در خانه‏هاي ويران، و سرزمينهاي خالي از مردمان، اندرزهايي چنان نيکو فراياد تو آرد، و نمونه‏هايي براي گرفتن پند پيش چشمت دارد، که او را همانند دوستي‏يابي مهربان، و از بدبختي و تباهي‏ات نگران، و دنيا خانه‏اي است خوب براي کسي که آن را چون خانه نپذيرد، و محلي است نيکو براي آن که آن را وطن خويش نگيرد، و همانا فردا خوشبختان دنيا آنانند که امروز از آن گريزانند. آن گاه که زمين لرزيدن گيرد- و صرصر مرگ وزيدن-، و رستاخيز روي آرد، با همه هراس که دارد، و به هر کيش پيروانش پيوندند و به هر پرستنده پرستندگانش و به هر مهتر فرمانبرانش. پس ديده‏اي در فضا گشاده و گامي آهسته در زمين نهاده نماند، جز که در ترازوي داد و محکمه عدالت بنياد حق‏تعالي جزايي را که درخور است ستاند. پس بسا حجت که آن روز باطل و ناپسنديده باشد، و دستاويزهاي عذر که بريده. پس در کار خويش بکوش، تا عذري آوري که پايدار باشد، و حجتي که استوار. و آن را بگير که براي تو مي‏ماند- و آن نيکويي کردار است- از آنچه براي آن نخواهي ماند- که جهان ناپايدار است- و سفر خود را آماده باش و به برق نجات ديده گشاده و بارگي جد و جهد را بار برنهاده. متن عربی نهج البلاغه ( وَ مِنْ کَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) قالهُ عِندَ تِلاوَتِهِ ‏يا ‏أَيُّهَا ‏الْإِنْسانُ‏ ‏ما ‏غَرَّکَ‏ ‏بِرَبِّکَ‏ ‏الْکَرِيمِ‏: ‏أَدْحَضُ‏ ‏مَسْئُولٍ‏ ‏حُجَّةً، وَ أَقْطَعُ مُغْتَرٍّ مَعْذِرَةً، لَقَدْ ‏أَبْرَحَ‏ ‏جَهالَةً ‏بِنَفْسِهِ‏. يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ ما جَرَّأَکَ عَلى ذَنْبِکَ، وَ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ، وَ ما انَسَکَ بِهَلَکَةِ نَفْسِکَ؟ أَما مِنْ دائِکَ ‏بُلُولٌ‏، أَمْ لَيْسَ مِنْ نَوْمِکَ يَقَظَةٌ؟ أَما تَرْحَمُ مِنْ نَفْسِکَ ما تَرْحَمُ مِنْ غَيْرِکَ؟ فَلَرُبَّما تَرَى ‏الضَّاحِىَ‏ ‏مِنْ‏ ‏حَرِّ الشَّمْسِ فَتُظِلُّهُ، أَوْ تَرَى الْمُبْتَلى بِأَلَمٍ ‏يُمِضّ‏ ‏جَسَدَهُ‏ فَتَبْکِى رَحْمَةً لَهُ. فَما ‏صَبَّرَکَ‏ عَلى دائِکَ، وَ جَلَّدَکَ ‏بِمُصابِکَ‏، وَ عَزّاکَ عَنِ الْبُکاءِ عَلى نَفْسِکَ وَ هِىَ أَعَزُّ الْأَنْفُسِ عَلَيْکَ؟ وَ کَيْفَ ‏لا ‏يُوقِظُکَ‏ خَوْفُ ‏بَياتِ‏ ‏نِقْمَةٍ وَ قَدْ تَوَرَّطْتَ بِمَعاصِيهِ مَدارِجَ سَطَواتِهِ. فَتَداوَ مِنْ داءِ الْفَتْرَةِ فِى قَلْبِکَ بِعَزِيمَةٍ، وَ مِنْ ‏کَرَى‏ الْغَفْلَةِ فِى ناظِرِکَ بِيَقْظَةٍ، وَ کُن لِلَّهِ مُطِيعاً، وَ بِذِکْرِهِ انِساً، وَ ‏تَمَثَّلْ‏ فِى حالِ ‏تَوَلِّيکَ‏ عَنْهُ إِقْبالَهُ عَلَيْکَ، يَدْعُوکَ إِلى عَفْوِهِ، وَ ‏‏يَتَغَمَّدُکَ‏‏ بِفَضْلِهِ، وَ أَنتَ مُتَوَلٍّ عَنْهُ إِلى غَيْرِهِ. فَتَعالى مِنْ قَوِىٍّ ما ‏أَکْرَمَهُ‏، وَ تَواضَعْتَ مِنْ ضَعِيفٍ ما أَجْرَأَکَ عَلى مَعْصِيَتِهِ، وَ أَنْتَ فِى کَنَفِ سِتْرِهِ مُقِيمٌ، وَ فِى سَعَةِ فَضْلِهِ مُتَقَلِّبٌ، فَلَمْ يَمْنَعْکَ فَضْلَهُ، وَ لَمْ يَهْتِکْ عَنْکَ سِتْرَهُ، بَلْ لَمْ تَخْلُ مِنْ لُطْفِهِ ‏مَطْرَفَ‏ ‏عَيْنٍ‏ فِى نِعْمَةٍ يُحْدِثُها لَکَ، أَوْ سَيِّئَةٍ يَسْتُرُها عَلَيْکَ، أَوْ بَلِيَّةٍ يَصْرِفُها عَنْکَ. فَما ظَنُّکَ بِهِ لَوْ أَطَعْتَهُ، وَ ايْمُ اللَّهِ لَوْ أَنَّ هذِهِ الصِّفَةَ کانَتْ فِى مُتَّفِقَيْنِ فِى الْقُوَّةِ، ‏مُتَوازِيَيْنِ‏ فِى الْقُدْرَةِ، لَکُنْتَ أَوَّلَ حاکِمٍ عَلى نَفْسِکَ بِذَمِيمِ الْأَخْلاقِ، وَ مَساوِى‏ءِ الْأَعْمالِ. وَ حَقّاً أَقُولُ مَا الدُّنْيا غَرَّتْکَ، وَ لکِنْ بِهَا اغْتَرَرْتَ، وَ ‏لَقَدْ ‏‏کاشَفَتْکَ‏‏ ‏‏الْعِظاتِ‏‏، وَ اذَنَتْکَ‏ عَلى سَواءٍ، وَ لَهِىَ بِما تَعِدُکَ مِنْ نُزُولِ الْبَلاءِ بِجِسْمِکَ، وَ النَّقْصِ فِى قُوَّتِکَ، أَصْدَقُ وَ أَوْفى مِنْ أَنْ تَکْذِبَکَ أَوْ تَغُرَّکَ، وَ ‏لَرُبّ‏ ‏ناصِحٍ‏ ‏لَها ‏عِنْدَکَ‏ ‏مُتَّهَمٌ‏، وَ صادِقٍ مِنْ خَبَرِها مُکَذَّبٌ، وَ لَئِنْ ‏تَعَرَّفْتَها فِى الدِّيارِ الْخاوِيَةِ، وَ الرُّبُوعِ الْخالِيَةِ، لَتَجِدَنَّها مِنْ حُسْنِ تَذْکِيرِکَ، وَ بَلاغِ مَوْعِظَتِکَ، بِمَحَلَّةِ الشَّفِيقِ عَلَيْکَ، وَ ‏الشَّحِيحِ‏ ‏بِکَ‏، وَ لَنِعْمَ دارُ مَنْ لَمْ يَرْضَ بِها داراً، وَ مَحَلُّ مَنْ لَمْ ‏يُوَطِّنْها مَحَلّاً، وَ إِنَّ السُّعَداءَ بِالدُّنْيا غَداً هُمُ الْهارِبُونَ مِنْهَا الْيَوْمَ. إِذا رَجَفَتِ ‏الرَّاجِفَةُ، وَ ‏حَقَّتْ‏ ‏بِجَلائِلِهَا ‏الْقِيامَةُ، وَ لَحِقَ بِکُلِّ ‏مَنْسَکٍ‏ أَهْلُهُ، وَ بِکُلِّ مَعْبُودٍ عَبَدَتُهُ، وَ بِکُلِّ مُطاعٍ أَهْلُ طاعَتِهِ، ‏فَلَمْ‏ ‏‏يَجْرِ‏ ‏فِى‏ ‏عَدْلِهِ‏ ‏وَ ‏قِسْطِهِ‏ يَوْمَئِذٍ خَرْقُ بَصَرٍ فِى الْهَواءِ، وَ لا هَمْسُ قَدَمٍ فِى الْأَرْضِ إِلَّا بِحَقِّهِ. فَکَمْ حُجَّةٍ يَوْمَ ذاکَ داحِضَةٍ، وَ عَلائِقِ عُذْرٍ مُنقَطِعَةٍ.! ‏فَتَحَرَّ مِنْ أَمْرِکَ ما يَقُومُ بِهِ عُذْرُکَ، وَ تَثْبُتُ بِهِ حُجَّتُکَ، وَ خُذْ ما يَبْقى لَکَ مِمَّا لا تَبْقى لَهُ، وَ ‏تَيَسَّرْ لِسَفَرِکَ، وَ ‏شِمْ‏ ‏بَرْقَ‏ النَّجاةِ، وَ ‏ارْحَلْ‏ ‏مَطايَا التَّشْمِيرِ.
ادامه مطلب
رپورتاژ
اجاره ماشین های لوکس در تهران

فال حافظ
خرید دستگاه حضور و غیاب
فروش جوجه بوقلمون - اردک - مرغ بومی - شترمرغ
چرا مردم به تور کیش دبی مالزی و تایلند روی آوردند
استفاده از میز و صندلی های استاندارد در تالار عروسی
معرفی بهترین سایت های خرید بلیط های چارتری
بهترین راه برای انتخاب آتلیه عروس
طراحی سایت اصفهان |طراحی سایت حرفه ای | سئو تضمینی سایت
جاذبه های گردشگری ایران در شهرهای کرمانشاه تبریز و تورهای نوروزی 96 اروپا روسیه
اتوبار تهران با نامی آشنا
بازی اندروید
هدایای تبلیغاتی
دانلود آهنگ جدید
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین

لینک های مفید
فروش مکمل بدنسازی | درج آگهی رایگان | اتوبارگیتی | صندلی هتلی |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ