می خواهیم در بهار امسال خوش تیپ باشیم ، مهم نیست چند ساله هستید ، برای همه شما ست های زیبایی که  مد بهار 2014 هستند را پیشنهاد می کنیم ، از این ست ها ایده بگیرید و ست های خود تان را طراحی کنید .


ست لباس پیشنهادی دیزاینرها را برای سنین مختلف در بهار 93  را ببینید :


20 ساله ها : شور و نشاط را به وسیله رنگ قرمز با خود همراه کنید

ست های لباس بهاری, لباس های بهاری 2014


30 ساله ها : لباس هایی با طرح گل های پرینت شده را پیشنهاد میکنیم 

 

ست های لباس بهاری, لباس های بهاری 2014


40 ساله ها : لباس هایی با پترن های هندسی برای شما ظراحی شده است

ست های لباس بهاری, لباس های بهاری 2014


50 ساله ها : سبز زمردی را امتحان کنید

ست های لباس بهاری, لباس های بهاری 2014


60 ساله ها : پترن های نقاشی شده برای این سن عالی هستند

 

ست های لباس بهاری, لباس های بهاری 2014

 

منبع : ibanoo.ir


ادامه مطلب

تعبیر خواب, داستان تعبیر خواب, داستان آموزنده تعبیر خواب

مردی داشت در جنگل‌های آفریقا قدم می زد که ناگهان صدای وحشتناکی که دایم داشت بیشتر می شد به گوشش رسید.

به پشت سرش که نگاه کرد دید شیر گرسنه‌ایی با سرعت باورنکردنی دارد به سمتش می‌آید و بلافاصله مرد پا به فرار گذاشت و شیر که از گرسنگی تورفتگی شکمش کاملا به چشم می‌زد داشت به او نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد که ناگهان مرد چاهی را در مقابل خود دید که طنابی از بالا به داخل چاه آویزان بود.

سریع خود را به داخل چاه انداخت و از طناب آویزان شد.تا مقداری صدای نعره‌های شیر کمتر شد و مرد نفسی تازه کرد متوجه شد که در درون چاه اژدهایی عریض و طویل با سری بزرگ برای بلعیدن وی لحظه‌شماری می‌کند.

مرد داشت به راهی برای نجات از دست شیر و اژدها فکر می‌کرد که متوجه شد دو موش سفید و سیاه دارند از پایین چاه از طناب بالا می‌آیند و همزمان دارند طناب را می‌خورند و می‌بلعند. مرد که خیلی ترسیده بود با شتاب فراوان داشت طناب را تکان می‌داد تا موش‌ها سقوط کنند اما فایده‌ایی نداشت و از شدت تکان دادن طناب داشت با دیواره‌ی چاه برخورد می‌کرد که ناگهان دید بدنش با چیز نرمی برخورد کرد.

خوب که نگاه کرد دید کندوی عسلی در دیواره‌ی چاه قرار دارد و دستش که آغشته به عسل بود را لیسید و از شیرینی عسل لذت برد و شروع کرد به خوردن عسل و شیر و اژدها و موش‌ها را فراموش کرد که ناگهان از خواب پرید.

خواب ناراحت‌کننده‌ای ی بود و تصمیم گرفت تعبیر آن را بیابد و نزد عالمی رفت که تعبیر خواب می‌کرد و آن عالم به او گفت تفسیر خوابت خیلی ساده است: شیری که دنبالت می‌کرد ملک الموت(عزراییل) بوده... چاهی که در آن اژدها بود همان قبرت است... طنابی که به آن آویزان بودی همان عمرت است... و موش سفید و سیاهی که طناب را می‌خوردند همان شب و روز هستند که عمر تو را می‌گیرند.

مرد گفت: ای شیخ پس جریان عسل چیست؟


گفت: عسل همان دنیاست که از لذت و شیرینی آن مرگ و حساب و کتاب را فراموش کرده‌ای... .

منبع:asriran.com


ادامه مطلب

سوالات شرعی غسل,غسل,احکام غسل

سوال: لطفاً غسل‌های واجب را بیان كنید؟
غسل‌های واجب هفت تا می‌باشد: 1) غسل جنابت 2) غسل حیض 3) غسل نفاس 4) غسل استحاضه 5) غسل مس میت 6) غسل میت 7) غسلی كه به واسطه‌ی نذر و قسم و مانند اینها بر انسان واجب می‌شود.(ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج1، ص221)

 
سوال: آیا غسل همانند وضو، ترتیبی و ارتماسی دارد؟ اگر جواب مثبت است شیوه‌ی آنها را بیان فرمائید؟
بلی ـ در غسل هم همانند وضو، می‌شود به دو شیوه‌ی ترتیبی و ارتماسی، طهارت را حاصل كرد. اما در غسل ترتیبی باید به نیت غسل، اول سر و گردن را، بعد طرف راست، بعد طرف چپ بدن را باید شست. در غسل ارتماسی باز هم به نیت غسل، باید تمام بدن را به تدریج یا دفعتاً در آب فرو برد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج1، م 360 و361 و367)

 سوال: آیا غسل ارتماسی در آب استخر اشكال دارد؟
اشكال ندارد، لكن در موقعی كه به قصد غسل زیر آب می‌روید باید لباس مقداری از بدن جدا باشد كه آب در وقت غسل همه بدن را یكبار و دفعتاً بگیرد و نیز كف پا را از زمین بلند نمائید. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج1، م367)

 سوال: آیا در هنگام غسل كردن می‌توان از دست برای رساندن آب به جاهای مختلف بدن استفاده كرد؟
مانعی ندارد، حتی می‌توانید از دو دست برای رساندن آب به پوست سر و بدن استفاده نمائید. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج1, ص56)

 سوال: اگر انسان جهت پاكی و طهارت نیاز به غسل واجب دارد و بدن او دارای زخمی است كه نباید به آن آب برسد و یا بانداژ شده (جبیره) است، ‌در این مورد حكم را بیان فرمائید؟

در مورد سئوال كه قسمتی از بدن بانداژ شده و باز كردن و شستن آن برای زخم ضرر دارد باید غسل جبیره انجام دهد و پس از آن احتیاطاً تیمم بدل از غسل هم بجا آورد. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج1، م338 و339)

 سوال: آیا برای انجام غسل در هر قسمت باید نیت جداگانه كرد؟
همین كه می‌دانید برای غسل می‌خواهید سر و گردن یا طرف راست و یا چپ را بشوئید، نیت محسوب می‌شود و گفتن به زبان لازم نیست. (ر.ک توضیح المسائل دوازده مرجع، ج1، م361)

 سوال: آیا در غسل حتماً باید دست به اعضای بدن كشید یا اینكه فقط آب به آنها جاری شود كافی است؟

در غسل لازم است آب به پوست بدن برسد، پس اگر بدون دست مالیدن، آب به تمام بدن برسد نیازی به دست مالیدن نیست. (ر.ک استفتائات امام خمینی(ره)، ج1، س117)
 
منبع: سایت اندیشه قم ـ بخش استفتائات


ادامه مطلب

اخبار حوادث - قتل خاموش پسر جوان در باغ خانوادگی

پیکر بی‌جان باغداری در ساری در حالی‌که با ضربات بیل  و چوب از پای درآمده بود داخل باغ مرکباتش پیدا شد.

به گزارش ایران، راز قتل این جوان 27 ساله هنگامی فاش شد که اعضای خانواده‌اش از دیر کردن وی نگران شده و برای اطلاع از سرنوشت‌اش به باغ رفتند.

بنا بر این گزارش، در حالی‌که تاریکی چتر خود را بر فضای روستای کردخیل ساری پهن کرده بود و مردم منطقه خسته از یک روز کاری در ایام تعطیلات نوروزی به خانه‌های خود باز می‌گشتند ناگهان فریادهای کمک‌خواهی مردی توجه آنها را به خود جلب کرد.

 

مرد میانسال در حالی‌که به درون باغ اشاره می‌کرد و فریاد می‌زد پسرم را کشتند، از مردم و ساکنان منطقه تقاضای کمک می‌کرد.چند تن از اهالی روستا در باغ با جسد بی‌جان پسر جوانی در حالی روبه‌رو شدند که سر و صورتش خون آلود و زیر درختان پرتقال روی زمین افتاده بود.

با کمک روستایی‌ها بلافاصله پیکر بی‌حرکت مرد جوان به بیمارستان انتقال داده شد اما پزشکان پس از معاینات تخصصی اعلام کردند مرد جوان ساعتی قبل بر اثر شدت خونریزی به آغوش مرگ رفته است.

بدین ترتیب موضوع قتل این پسر جوان به مأموران پلیس ساری اطلاع داده شد و تیمی از کارآگاهان  اداره آگاهی با حضور در محل حادثه به تحقیق از پدر قربانی حادثه پرداختند.

مرد میانسال در این باره گفت: صبح پسرم  «محمدرضا» چند کارگر که از اهالی منطقه‌ای در جنوب کشور بودند را برای انجام کار به باغمان برده بود. غروب بود که وی سوار بر خودروی پرشیای سفید رنگش شد تا نزد کارگران برود و با آنها اجرت کارشان را حساب کند.

 

وقتی خبری از بازگشتش نشد کمی نگران شدیم. ابتدا تصور می‌کردیم شاید در راه بازگشت با دوستانش برای دید و بازدید عید رفته باشد اما وقتی با تلفن همراهش تماس گرفتیم و جوابی داده نشد احساس کردم باید حادثه‌ای برای پسرم رخ داده باشد بنابر این به باغ رفتم. در تاریکی فضای باغ همه قسمت‌ها را جست‌وجو کردم تا این‌که با پیکر بی‌حرکت پسرم در میان درختان پرتقال روبه‌رو شدم.

وی در ادامه گفت: یکی از کارگران که از اهالی جنوب کشور است و خانواده‌اش نیز در ساری زندگی می‌کنند ‌جزو کارگرانی بود که برای کار به باغ آمده بود شاید او از سرنوشت پسرم اطلاعی داشته باشد.

با توجه به این اظهارات مأموران به محل زندگی کارگر جوان مراجعه کردند اما در آنجا از خانواده‌اش شنیدند از صبح تا‌کنون مرد خانواده به خانه مراجعه نکرده است.با توجه به این ادعاها و این‌که خودروی قربانی حادثه نیز ناپدید شده بود این احتمال قوت گرفت که کارگران در پایان روز کاری خود با پسر جوان درگیری پیدا کرده و او را با ضربات بیل و چوب از پای درآورده و خودرو‌اش را با خود برده‌اند.

در حالی‌که مأموران آگاهی، تجسس برای به‌دست آوردن ردی از خودروی پرشیای سفید رنگ را در دستور کار خود قرار داده بودند مشخص شد روز حادثه، قربانی حادثه مقـــــداری پول و اشیای با ارزش نیز همراه داشته که همگی آنها نیز دزدیده شده‌اند.

پلیس مازندران که مشخصات خودروی به سرقت رفته را برای نواحی انتظامی سراسر کشور مخابره کرده و خواستار توقیف آن شده بود، دریافت روز بعد از پیدا شدن جسد قربانی حادثه، خودروی وی در حالی‌که در یکی از خیابان‌های تهران رها شده بود توسط مأموران نیروی انتظامی تهران بزرگ کشف شده است.

بدین ترتیب مأموران دریافتند عاملان جنایت پس از قتل پسر باغدار ساروی  با خودروی او خود را به تهران رسانده و در آنجا خودرو را از ترس شناسایی شدن رها کرده و گریخته‌اند.

با توجه به‌اطلاعاتی که از نشانی‌های محل سکونت این متهمان به‌دست آمده است تحقیقات گسترده پلیس برای به‌دست آوردن ردی از آنها ادامه دارد.
اخبار حوادث - ایران

 


ادامه مطلب

دوران نامزدی, خوش ترین دوران زندگی,نامزد شدن

دوران نامزدی در فرهنگ عامه به عنوان خوش ترین دوران زندگی جا افتاده است. دورانی که فلسفه به وجود آمدنش شناخت بیشتر است اما هیجان در آن غلبه دارد. بخشی از اشتباهاتی که در این دوران اتفاق می افتد و گاهی تا آخر عمر گریبانگیر دو طرف می شود، به خاطر همین هیجان زدگی هاست. بخش دیگر این اشتباه هات فرهنگی است.

بلاتکلیف بودن یا اختلاف نظر فرهنگی دو خانواده در مورد دوران نامزدی بخشی از این عوامل فرهنگی را تشکیل می دهد. شاید شما در مقابل اشتباه بودن بعضی از این موارد جبهه داشته باشید، فقط با این پیش زمینه این مطلب را بخوانید که هر کدام از این اشتباه ها بعدها منجر به یک مشکل جدی در رابطه همسران شده که حالا در این لیست قرار گرفته است.

تند و کند پیش نروید
قبل از آنکه به نامزد شدن با خواستگارتان فکر کنید، یک بار دیگر تعریف این دوره را در ذهن خود مرور کنید. از یاد نبرید که دوران نامزدی، دوران شناخت است، پس این دوره را با شتاب سپری نکنید. بررسی ها نشان داده است که نحوه استفاده بهینه از این دوران می تواند تأثیر بسیار زیادی بر زندگی زناشویی داشته باشد و به همین دلیل است که گفته می شود مدت دوران نامزدی نباید خیلی کوتاه باشد. در این دوره قرار نیست تنها دلبستگی و وابستگی ای به فرد مقابل تان پیدا کنید، بلکه باید شما و نامزدتان به حد قابل قبولی از تعهد، مسئولیت پذیری، ثبات روانی و عاطفی و رضایت از ارتباط رسیده باشید تا بتوانید پرونده این دوره را ببندید و به خانه بخت بروید. در یک رابطه کوتاه، همه چیز زیباتر و منظم تر از آنچه واقعا هست دیده می شود و هیچ کدام از دو طرف، متوجه اختلافات دردسر ساز و عیب و نقص ها نمی شوند. در دوران نامزدی کوتاه مدت فاصله دار ، شما همیشه با هم نیستید و برای هر کسی خیلی آسان است که در آن چند ساعت چهره دیگری از خود نشان دهد و عیب و نقص های خود را مخفی کند.

اما در روابط پیوسته و منظم (مانند مسافرت به همراه خانواده های یکدیگر و با حفظ تمام موازین) دیگر این امکان وجود ندارد و شخصیت واقعی خود و نامزدتان جلوه گر می شود و تازه در آن زمان متوجه وجود تفاوت های شخصیتی می شوید. پس با هیچ بهانه ای این فرصت را از خود دریغ نکنید.

از خط قرمز رد نشوید
دوران نامزدی دوره آشنایی است و پس از این دوره، با 2گزینه منطقی روبه رو هستید؛ یکی تایید و دیگری رد انتخاب. قرار نیست که در این دوران تنها به دنبال تأیید انتخاب تان باشید و با قطعی دانستن تصمیم تان، بیشتر از آنچه که برای شناخت فرد مقابل تان لازم است به او نزدیک شوید. قرار نیست در این دوره کوتاه، همه آنچه افراد در زندگی مشترک تجربه می کنند را تجربه کنند. پس مراقب خط قرمزها باشید تا در صورت ختم نشدن این دوره به زندگی مشترک، بیش از اندازه آسیب نبینید. کم نیستند دختر و پسرهایی که به خاطر بیش از حد گسترده کردن ارتباط شان در دوران نامزدی، فشار و اجبار بسیار زیادی را برای ازدواج احساس می کنند و با این فشار و اجبار، نامزدی را از حالت طبیعی انتخاب خارج می کنند.

گاهی شما متوجه برخی مشکلات ارتباطی و رفتاری نامزدتان می شوید اما به دلیل این تصور غلط که دوران آشنایی پیش از ازدواج، باید بهترین دوران زندگی باشد و بدون کوچک ترین ناراحتی و جر و بحثی تمام شود، از این علائم نگران کننده به سادگی می گذرید

هیچ چیز را بی‌اهمیت ندانید
داشتن روابط زناشویی رضایت بخش، یکی از موهبت های زندگی مشترک است. بررسی های مختلف نشان داده است که محرومیت از این رابطه عوارض روانی شدیدی به همراه خواهد داشت و در زندگی پس از ازدواج، روابط زناشویی مناسب یکی از مهم ترین عوامل ایجاد آرامش روانی است. با وجود این متأسفانه در بسیاری مواقع اگر از دختر و پسری که حتی تاریخ ازدواج شان را تعیین کرده اند، سۆال شود «آیا راجع به مسائل زناشویی با همدیگر صحبت کرده اید یا نه؟» اغلب می گویند: «نه، ما این جور صحبت ها را به بعد از ازدواج موکول کرده ایم، زیرا بعدا راحت تر می توانیم در مورد آن صحبت کنیم.» در صورتی که آنها نمی دانند اینگونه صحبت ها مربوط به قبل از تصمیم گیری نهایی برای ازدواج است، نه بعد از ازدواج.

پس اگر تصمیم تان را برای ازدواج با نامزد خود گرفته اید، تکلیف این بعد از رابطه را مشخص کنید. قبل از ازدواج، شما و نامزدتان می توانید از طریق مطالعه و گفت و گو با یک متخصص و افراد واجد صلاحیت، در مورد رابطه زناشویی آموزش های لازم را دریافت کنید و تا حدودی به ارزیابی تمایلات، نگرش ها و انتظارات خود نسبت به این رابطه بپردازید. از آنجا که گفت وگو درباره این موضوع آسان نیست ،بهتر است برای این کار از روانشناس کمک بگیرید. ضمن حفظ چارچوب های اخلاقی خجالت را کنار بگذارید و این موضوع را سربسته نگه ندارید.

دوران نامزدی, خوش ترین دوران زندگی,نامزد شدن

رفت و آمد زیاد از حد نداشته باشید
یادتان باشد که رفت و آمدها در دوران نامزدی باید منظم و قانومند باشند. به هر حال شما می خواهید چیزی شبیه به زندگی واقعی تجربه کنید و در زندگی واقعی هم هر کسی بیش از حد برای طرف مقابلش وقت نمی گذارد! ضمن اینکهرفت و آمدها اگر خانواده ها را هم دربر گیرد موجب زحمت متقابل خانواده ها می شود. اگر هم خودتان به تنهایی به خانه پدری فرد مورد نظر می روید، زیاد رفتن به آنجا می تواند هم موجب ناراحتی آنها و خجالت کشیدن خودتان شود. بروید و بشناسید اما در حد معقول.

با تردیدها شوخی نکنید
گاهی هم دچار تردیدهایی در ازدواج می شوید اما به دلایلی، این تردیدها را نادیده گرفته و سریع تصمیم به ازدواج می گیرید. در چنین شرایطی تردیدها را بررسی و بر آنها غلبه کنید. با یک بررسی دقیق بفهمید که این تردیدها ناشی از حساسیت بی مورد و بیش از حد شماست یا از یک خطر جدی خبر می دهد؟

گاهی شما متوجه برخی مشکلات ارتباطی و رفتاری نامزدتان می شوید اما به دلیل این تصور غلط که دوران آشنایی پیش از ازدواج، باید بهترین دوران زندگی باشد و بدون کوچک ترین ناراحتی و جر و بحثی تمام شود، از این علائم نگران کننده به سادگی می گذرید یا به دلیل علاقه شدیدی که به نامزدتان دارید و دوست ندارید کوچک ترین ناراحتی را به او تحمیل کنید، اعتراضی نمی کنید.

گاهی هم چون هنوز با او کاملاً راحت نیستید، ابراز ناراحتی نمی کنید، اما اینگونه واکنش ها نه تنها موجب بهبود رابطه شما نمی شود بلکه به مرور این رابطه را از هم می پاشد. مثلا اگر به لحاظ فرهنگی و رفتاری تفاوت های قابل توجهی را در فرد مقابل مشاهده کنید که هیچ سنخیتی با فرهنگ شما ندارد و برای تان غیر قابل پذیرش است، از آنجایی که نامزدتان در مورد این مشکل چیزی نمی داند، به رفتار خود ادامه می دهد و این کار او ممکن است موجب ناراحتی و دلسردی بیشتر شما شود.

دروغ نگویید
دروغ گفتن و تظاهر کردن بی فایده است، چون طرف مقابل به راحتی احساس ما را می فهمد. بنابراین «صداقت» اولین و مهمترین نکته برای شروع یک زندگی مشترک و سالم و موفق است. حتی اگر صداقت ما باعث قطع پیوندمان در همان دوران نامزدی شود نباید بترسیم؛ چون مطمئنا رابطه معیوب بوده و دیر یا زود این رشته پاره می شده است. هر چه فضا بازتر باشد و ما بتوانیم خود واقعیمان را به نامزدمان نشان دهیم، در زندگی آینده راحت تر خواهیم بود. این خود واقعی هم نقاط منفی و هم مثبت شخصیت ما را دربر می گیرد.

رازهای شخصی‌تان را افشا نکنید
بسیاری از رازها هستند که فقط ما یک طرف آنها هستیم و آشکار کردنش برای همسرمان تبعاتی برای نفر سوم دارد، ضمن اینکه خیلی از رازها را آشکار کردن فقط باعث سوء تفاهم می شود و رابطه را بیشتر به هم می ریزد. سوالی که بسیاری از نامزدها از روانشناسان خانواده می پرسند این است که آیا ما باید در مورد روابط قبلی خودمان همه چیز را به نامزدمان بگوییم. جواب روانشناسان یک نه با شرط و شروط است. آنها می گویند که لازم نیست از تمام جزییات رابطه قبلی شما خبردار شود. اگر او سوالی پرسید می توانید بگویید که کسانی بوده اند اما مهم این است که الان تو در زندگی من هستی و من به تو متعهدم. در واقع ما در زندگی گذشته تعهدی به هم نداشته ایم که حالا بخواهیم رابطه هامان را برای هم رو کنیم.

مقایسه ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی کند

مقایسه نکنید
خیلی از ما عادت کرده ایم زندگی و روابط شخصی مان را را رابطه و زندگی دیگران مقایسه کنیم و به دنبال این مقایسه هم یا از طرف مقابل توقع های خاصی داشته باشیم یا انتقام ناکامی های قبلیمان را از نامزدمان بگیریم! مقایسه کردن را فراموش کنیم و به خاطر بسپاریم که رابطه هر کدام از ما منحصر به فرد است و مثل خود ما و رفتارهای ویژه خود ما هستند. متاسفانه مقایسه کردن ها مخصوص در خانم ها می تواند از همان اول تخم کینه را در دل طرف مقابل بکارد.

ضمن اینکه مقایسه کردن های این شکلی باعث می شود که نامزد شما – که او هم در حال بررسی شماست – به این نتیجه برسد که با آدم بی انصافی نامزد کرده است و همین مقدمه جدایی را فراهم آورد. در نهایت اینکه این مقایسه ها ممکن است بتواند در دوران نامزدی رفتار نامزدتان را موقتا عوض کند و او به خاطر شما دست به کارهایی بزند اما ناخواسته بودن این کارها هم طعم تلخی را در ذهن او به جا خواهد گذاشت و هم کمکی به هدف نامزدی یعنی شناخت بیشتر نمی کند.
منابع: همشهری جوان/ مجله سیب سبز

 


ادامه مطلب

اخبار ,اخبار تکنولوژی , اچ تی سی وان

 

اخبار تکنولوژی - مقایسه فنی اچ تی سی وان M8 با گلکسی اس5 سامسونگ و آیفون 5S اپل

کمپانی تایوانی اچ تی سی جدیدترین گوشی هوشمند خود بنام M8 را راهی بازار کرد تا با گلکسی اس5 و آیفون 5S رقابت کند.

  گوشی جدید آلومینیومی اچ تی سی با ظاهری شیک و پیک، قدرتمند با فیچر ها و ویژگی های جدید آمده تا با گلکسی اس5 پلاستیکی به مبارزه مستقیم روی بیاورد، همچنان که سال گذشته اچ تی سی وان در مقابله با گلکسی اس4 آمد.

 

مدل M8 دیرتر از اس5 سامسونگ معرفی شد اما همان روز نیز وارد بازار شد و حالا باید دید فروش این دو چگونه خواهد بود. اپل نیز با یک قدم جلوتر از هر دو، امسال می خواهد آیفون 6 را عرضه کند که بزرگتر از 5 اینچ بوده و توانایی های خارق العاده ای خواهد داشت.

 

 

HTC One M8

Samsung Galaxy S5

Apple iPhone 5s

Size

146.36 x 70.6 x 9.35mm; 160g

142 x 72.5 x 8.1mm; 145g

58.6 x 7.6 x 123.8mm; 112g

Screen

5-inch; 1920x1,080; 441ppi

5.1 inches; 1920x1080 pixels; 431ppi

4-inch; 1136x640 pixels; 326ppi

OS

Android 4.4; Sense 6.0 UI

Android 4.4; TouchWiz UI

iOS 7

Processor

2.3GHz quad-core Qualcomm Snapdragon 801

2.5GHz quad-core Qualcomm Snapdragon 801

Proprietary A7 (64-bit) with M7 motion processor

Rear camera and recording

4-'Ultrapixel'; 1080p HD

16-megapixel; 1080p HD

8-megapixel; 1080p HD

Front-facing camera

5-megapixel; 1080p HD

2-megapixel; 720p HD

1.2-megapixel; 720p HD video

Capacity

16GB, 32GB

16GB, 32GB

16GB, 32GB, 64GB

RAM

2GB

2Gb

N/A

Expandable storage

Up to 128GB

Up to 128GB

None

Battery

2,600mAh battery; embedded

2,800mAh; removable

Embedded; Up to 10 hours on 4G LTE; standby time up to 10 days

4G LTE

Yes

Yes

Yes

Wi-Fi

802.11 a/b/g/n/ac (2.4, 5GHz)

802.11 a/b/g/n/ac (2.4, 5GHz)

802.11 a/b/g/n (2.4, 5GHz)

NFC

Yes

Yes

No

Bluetooth

4.0

4.0 Low energy

4.0

IR Blaster

yes

Yes

No

Notable extras

BlinkFeed, BoomSound

Fingerprint scanner, heart rate monitor

Touch ID scanner

 

 

از لحاظ سایز آیفون کوچکتر و ام8  بزرگتر از بقیه است. آیفون سبک تر و ام8 اچ تی سی از بقیه سنگین تر است.

 

صفحه نمایشگر اس5 سامسونگ 5.1 اینچی بوده و ام8 نیز 5 اینچی تعریف شده و این در حالی است که آیفون 4 اینچی است. میزان پیکسل در هر اینچ روی ام8 با 441 از همه بالاتر بوده و آیفون با 326 از همه کمتر است.

پردازنده ام8 اچ تی سی چهار هسته ای 2.3 گیاهرتز بوده که سامسونگ نیز عین همان بوده منتها سرعتش 2.5 اعلام شده است.

آیفون نیز معماری 64 بیتی داشته و با M7 از هر دوی انها بالاتر محسوب می شود. دوربین سامسونگ از لحاظ اسمی 16 مگاپیکسل بوده ولی پایین تر از ام8 و آیفون است.

آیفون 8 مگاپیکسلی و ام8 نیز 4 مگاپیکسل اولترا است که کیفیت تصویری بالاتری از اس5 سامسونگ دارند.

دوربین جلوی ام8 نیز 5 مگاپیکسل و از بقیه سرتر است.

رم ام 8 و اس5 ساموسنگ دو گیگ تعریف شده و هر دو گوشی اتصالات NFC داشته اما آیفون 5S ندارد.

همچنین ام8 و اس5 سامسونگ هر دو عملکرد ریموت داشته اما آیفون فاقد چنین ویژگی است.

تاچ آی دی اپل سرتر از اسکنر اثر انگشت سامسونگ بوده و قدرت صدای ام8 با Boomsound بالا است.

ام8 اچ تی سی اسلات برای اضافه کردن تا 128 گیگ را مانند اس5 سامسونگ دارد اما حداکثر حافظه داخلی آیفون5S نیز 64 گیگ تعریف شده است.

هر سه 1080 پیکسل هستند و باید کیفیت ام8 و اس5 را از نزدیک تست کرده و با آیفون مقایسه کرد(هنوز وارد بازار عمومی نشده اند)

آنطور که پیداست قدرت ام8 اچ تی سی و اس5 سامسونگ نزدیک هم بوده و آیفون5S نیز با معماری 64 بیتی از هر دوی آنها سریعتر عمل می کند.
اخبار تکنولوژی - خبرآنلاین
 


ادامه مطلب

تزیین شکلات,آموزش تصویری تزیین شکلات


بسته بندی زیبا وشکیل ارزش یه هدیه رو چند برابر می کنه،
اینم یه آموزش شکلاتی :

تزیین شکلات,آموزش تصویری تزیین شکلات

 

تزیین شکلات,آموزش تصویری تزیین شکلات

 

تزیین شکلات,آموزش تصویری تزیین شکلات

 

تزیین شکلات,آموزش تصویری تزیین شکلات

 

تزیین شکلات,آموزش تصویری تزیین شکلات

 

تزیین شکلات,آموزش تصویری تزیین شکلات

 

تزیین شکلات,آموزش تصویری تزیین شکلات


این تزئینات می تونه روی بسته ای که برای کادو دادن در نظر گرفتین انجام بگیره یا روی قطعات اسفنج که به اندازه های مختلف بریده شده .اگه برای تزئین هدیه هست اول باید بسته ی هدیه تون رو با کاغذ کشی کادو پیچی کنین بعد فقط با یک قطره چسب شکلات هارو دونه دونه به بدنه ی بسته بندی بچسبونین با یه روبان که رنگش با کاغذ کشی هماهنگی داشته باشه دور بسته یه پاپیون بزنین و روی بسته رو با گلائی که حتما" خودتون ساختین تزئین کنین.

اما اگه فقط شکلات رو می خواین هدیه بدین از اسفنج باید استفاده کنین و به قطعات دلخواه ببرین،با کاغذ کشی کادوپیچی کنین . شکلات ها رو روی بسته بچسبونین یک یا دو یا سه طبقه بودنش هم بسته به میل خودتونه.

 

منبع : aftab92.mihanblog.com


ادامه مطلب

اخبار فرهنگی - با سيامک انصاري در روزهاي پاياني سال

در روزهايي که همه ما به نوعي دربه‌در دنبال آرامش و شادي مي‌گرديم، نگاه مردم به سريال‌هاي طنزي که از صداوسيما يا شبکه نمايش خانگي پخش مي‌شوند، نگاهي اميدوارانه است...

اما آيا واقعاً ستاره‌هاي اين پروژه‌ها هم چنين توقعي از خود دارند؟ آيا فضاي شوخ و شنگي که جلوي دوربين اين سريال‌ها به چشم مي‌خورد، در پشت صحنه هم حاکم است؟ جواب اين سوال‌ها هرچه که باشد، مهم اين است که آن انرژي و حال سرخوشانه از اين پروژه‌ها و دست‌اندرکاران‌شان به مردم منتقل مي‌شود تا براي ساعاتي فارغ از هر دغدغه‌اي لحظات آرام‌تري را سپري کنند.

 

به‌هرحال اکثر اين طنزپردازان هميشه مي‌گويند که انرژي‌اي که از سمت مردم دريافت مي‌کنند را در آثارشان به آنها بازمي‌گردانند و براي افزايش اين حال خوب هر کاري از دست‌شان بربيايد انجام مي‌دهند. حتي اگر لازم باشد مثل سيامک انصاري در جستجوي حالي خوش‌تر از اين شهر دودآلوده بگريزند و به اطراف تهران نقل مکان کنند.

 

اخبار ,اخبار فرهنگی سيامک انصاري

 

با سيامک انصاري در روزهاي پاياني سال 92 از اين روزها گفتيم و از راه‌هاي رسيدن به روزگاري آرام‌تر.

 

از سريال «شوخي کردم» شروع کنيم. به هر حال تفاوت مهمي که فضاي سريال‌هاي داستاني نسبت به اين پروژه‌هاي آيتمي دارد اين است که شما مدت زمان کمتري با نقش خود درگيريد. چطور اين فضا را مي‌سازيد و از آن راضي هستيد؟

نقش‏هايي که براي نمايش «شوخي کردم» بازي مي‏کنيم، خيلي نياز به اُخت شدن و پيدا کردن نقش ندارد. يک متني نوشته مي‏شود و ما مثلاً ده دقيقه قبل از اينکه جلوي دوربين برويم، آن را مي‏خوانيم و تمرين مي‏کنيم. نقش‏ها کاملاً بداهه در مي‌آيند و همانجا تصميم گرفته مي‏شود که مثلاً چه تيپي را بازي کنيم.

 

در اين مدت با توجه به بازخوردها، کار آنطور که توقع داشتيد بين مردم گرفته؟

ما توقع خاصي نداشتيم، اما بد هم نبوده.

 

اين جمله معروف است که فضاي پشت صحنه هر کاري به حس نهايي آن کار و نهايتاً مخاطب منتقل مي‌شود. اما من هر وقت به پشت‌صحنه سريال‌هاي طنز رفته‌ام، با فضايي بيشتر افسرده مواجه شده‌ام. شما چنين موضوعي را تأييد مي‌کني يا من اشتباه مي‌کنم؟

اين واقعيت وجود دارد که هر چه انرژي در پشت صحنه وجود داشته باشد، آن را در بازي افراد مي‏بينيد. در واقع حاصل تمام اين اتفاقات چيزي است که ضبط و ثبت مي‏شود.

 

حالا حال پشت صحنه اينجا خوب است؟

بله، حال خوبي دارد. اينجا چون تعداد بازيگران خيلي زياد است، همديگر را خيلي نمي‏بينيم. معمولاً در هر روز پنج، شش نفر حضور دارند و براي همين خيلي از حال هم اطلاع نداريم. به جز آن، اين کار مدل سريال‏هاي داستاني نيست که مثلاً دو سال يک گروه هر روز در کنار هم حضور داشته باشند.

 

در سريال‌هاي طنز مخصوصاً در شبکه نمايش خانگي تا به‏حال اين حجم بازيگر حضور نداشته است. اين موضوع از طرف خود بازيگران نکته مثبتي تلقي مي‏شود يا منفي؟ يعني صرف اينکه بازيگران در يک نمايش پرستاره حضور داشته باشند برايشان جذاب است يا بيشتر ترجيح مي‌دهند نقش کليدي‏تري داشته باشند؟

من فکر مي‏کنم بچه‏هايي که اينجا مشغول‌اند، آنقدر حرفه‏اي هستند که به اينکه نقش کليدي داشته باشند يا نه، فکر نکنند. اصولاً فضاي اين مدلي علاقه مشترک بين همه ماست و دوست داشتيم که بعد از اين همه سال چنين فضايي را تجربه کنيم.

 

اما خب نمي‏شود منکر اين هم شد که آن جاه‏طلبي و خودخواهي (از جنبه مثبت‌اش) که در بازيگران به صورت غريزي وجود دارد، در آن تيپ کارها بيشتر است.

 

خب اگر بچه‏ها مي‏خواستند به آن شکل کار کنند حتماً آن را انجام مي‏دادند! در واقع اين کار بعد از اين همه سال يک يادآوري و تجديد خاطره است.

 

تجديد خاطره با کارهاي آيتمي دهه هفتاد؟

بله. البته چند سال پيش هم با پيمان و مهراب قاسم‏خاني يک کار آيتمي انجام داديم به اسم «فضانوردان».

 

اين که شما مي‏گويي تجديد خاطره، صرفاً قرار است تجديد خاطره باشد يا به اين هم فکر کرده‌ايد که مخاطب دهه 90 هم اين کارهاي آيتمي برايش جذاب است؟

خود «مهران مديري» فکر مي‏کند مطالبي را که مي‏خواهد عنوان کند، در فرم و قالب آيتمي بهتر جواب مي‏دهد. اصولاً فکر مي‏کنم کسي به فضاي دهه 70 و 80 و 90 کاري نداشته باشد و در واقع اين فرم برايش مهم بوده است.

 

سرعت گرفتن زندگي در سال‌هاي اخير آيا در انتخاب اين فرم تأثيري داشته است؟ اينکه همه چير در دنياي امروز به سمت سريع و کوتاه و مينيمال شدن پيش مي رود.

 

فرم آيتم هميشه بوده و هميشه هم جواب مي‏دهد و فکر نمي‏کنم به اين چيزها چندان ربط داشته باشد.

 

راجع به فضاي پشت صحنه صحبت کرديم، مي‏خواهم بدانم که به نظر شما چقدر از زندگي آدم‏ها شبيه واقعيت است؟ در چند سال اخير انگار دور همه‌چيز را هاله‏اي از يک خوبيِ مجازي فراگرفته؛ مخصوصاً در شبکه‏هاي اجتماعي که همه‌چيز خيلي خوب به نظر مي‌رسند، اما در واقعيت اينطور نيست. اصلاً زندگي خود شما چقدر درگير اين داستان است؟ چقدر از سيامک انصاري که بيرون از شما مي‏بينند، واقعي است و شبيه خودتان است؟

به‌هرحال نمي‏توان منکر اين شد که آدم‏ها نسبت به 3 دهه گذشته خيلي گرفتارتر شده‏اند. من فکر مي‏کنم فکر آدم‏ها درگير شده، چون خواسته‏هايشان زياد شده است. شما ببينيد زماني که حتي ايران درگير جنگ بود، باز مردم خيلي خوشحال‏تر از الان بودند.

 

الان همه آنقدر براي خودشان گرفتاري‏هاي مختلف درست کرده‏اند که ذهن‌شان درگير است و کسي استراحت فکري ندارد. حالا تکنولوژي هم مضاف بر علت شده است. من به خاطر دارم که در يک خانواده همه منتظر مي‏ماندند تا مثلاً ساعت هشت، نه شب ببينند اخبار چه مي‏گويد! اما الان همه به ثانيه نمي‏کشد که در جريان اخبار قرار مي‏گيرند.

 

در واقع اين تنش (چه توسط اخبار و چه چيزهاي ديگر) از صبح همراه شماست و زندگي‏تان تحت تأثير يک سري اتفاقات قرار مي‌گيرد. در درجه اول، چيزهايي مثل تلويزيون و اينترنت و ماشين‏هاي پرسرعت و چيزهاي ديگر به نظر بايد براي راحتي آدم‏ها باشند؛ اما اينطور نيست!

 

نمي‎‏دانم، شايد هم ما استفاده صحيح از آنها را بلد نيستيم و براي ما بيشتر گرفتاري درست کرده‏اند. مثلاً در خارج از ايران کساني که يک صفحه در فيس‏بوک دارند، در آن دوستان قديمي خود را پيدا مي‏کنند، خاطرات مشترک‌شان را روي آن صفحه مي‏گذارند و فعاليت‌هاي ديگر. اما اينجا اصلاً جرم اينترنتي به وجود آمده است!

 

البته خارج از ايران هم اين چيزها هست، اما آنقدر که اينجا امنيت آدم‏ها تهديد مي‏شود، در جاهاي ديگر اتفاق نمي‏افتد. شايد به اين دليل است که اينجا اصلاً فرهنگ آن وجود ندارد.

 

خارج از ايران، زندگي هنرمندان خيلي رو است و در اين زمينه راحت‏تر از ما برخورد مي‏کنند. منتها در اينجا همه‌چيز پشت پرده اتفاق مي‏افتد. فکر مي‏کنيد دليل آن به همان درگيري‌هاي ذهني آدم‌ها برمي‌گردد يا به خطر افتادن امنيت‌ و حريم خصوصيشان در جامعه.

اين ريشه فرهنگي دارد. ايراني‏ها اصولاً افراد محافظه‌کاري هستند و خيلي دوست ندارند از آنها حرفي سر زبان‏ها باشد. البته برخي هم حاشيه را دوست دارند، اما ايراني‏ها خيلي آدم‏هاي اهل حاشيه‏اي نيستند.

 

حالا بگذريم از فوتبال‌مان که هميشه مي‏گويند در حاشيه است، ولي فکر نمي‏کنم اصولاً کسي حاشيه را دوست داشته باشد و بخواهد که زندگي خصوصي‏اش در حاشيه قرار بگيرد. الان خود شما دوست داري که مسائل خصوصي‏ات در جامعه مطرح شود؟

 

بخشي از اين قضيه مي‏تواند تأثيرات مثبتي به همراه داشته باشد...

چه تأثيرات مثبتي؟

 

مثل اينکه مدام مي‌گوييم در جامعه ما مثلاً آمار طلاق بالا رفته يا آمار ازدواج پايين آمده و چيزهايي از اين دست. فکر مي‏کنم چهره‏هاي مشهور ما در اين زمينه از اين ويژگي خودشان استفاده بهينه نمي‏کنند...

الان چهره‏هاي معروف چه کاري مي‏توانند براي آمار طلاق بکنند؟!

 

مثلاً اينکه وقتي يک سلبريتي ازدواج مي‌کند يا بچه‌دار مي‌شود، در همه‌جاي دنيا آن را علني مي‌کند و روي جلد مجلات عکس‌هايشان را منتشر مي‌کنند و اين به هر حال ممکن است روي بخشي از جامعه تأثير مثبتي بگذارد. اما ستاره‌هاي ما براي انتشار اخبار مثبت‌شان هم چندان تمايلي ندارند.

بله. شايد تر و خشک با هم مي‏سوزند. در واقع هنرمند خودش را سانسور مي‏کند که خبري ازش نباشد. همانطور که گفتم اين موضوع به روحيه‏مان برمي‌گردد.

 

من با يکي از خانم‏هاي هنرپيشه که در اين باره صحبت مي‏کردم، مي‌گفت شايد تعدادي از هنرمندان به اين فکر مي‏کنند که اگر خبر ازدواج‏شان علني شود، ممکن است بخشي از طرفداران‏شان را از دست بدهند...

چه ربطي دارد؟! آخه کدام طرفدار وقتي بفهمد کسي ازدواج کرده، مي‏گويد من ديگر طرفدار او نيستم!

 

سوال من هم همين است. اگرچه بعيد نيست در ميان هواداران تين‏اِيجرشان اين اتفاق بيفتد.

نه. به نظر من که اصلاً اينطوري نيست.

 

يا مثلاً در امور خيريه، به نظر من ستاره‌هاي ما از کارکرد مثبت شهرت‌شان استفاده نمي‌کنند. در تمام دنيا سلبريتي‌ها براي امور خيريه پيشقدم مي‌شوند تا ديگران را هم به دنبال خودشان به اين فضاها بکشند و تأثير مثبتي بر جاي بگذارند. اما در اينجا اگر «علي کريمي» کار خيري انجام مي‏دهد، همه فوراً به او حمله مي‌کنند که قصدت رياکاري بوده، وگرنه براي چه بايد با خودت عکاس مي‏بردي!

همين است ديگر. هر کاري که بکني يک حرفي در آن به جود مي‏آيد! اگر به خيريه بروي و ازت عکس بگيرند، مي‏گويند ريا کرده‌اي؛ اگر نروي مي‏گويند فقط به فکر خودش است! در اين شرايط آدم فکر مي‏کند که اصلاً هيچ‏کاري نکند و فقط يک گوشه بنشيند. به نظر من جامعه است که آدم‏ها را با همين حرف و حديث‏ها به سمت حاشيه مي‏کشاند.

 

يعني فکر مي‏کنيد به جاي مقابله با اين فرهنگ، رفتن به يک گوشه و کاري نکردن بهترين کار است؟!

نه...خب آدم چه کاري مي‏تواند بکند؟ متاسفانه همانطور که گفتم اين حاشيه‌ها خيلي زياد است و حرف و حديث زياد پيش مي‏آيد. مثلاً 2 سال پيش به يک خيريه دعوت شده بودم که از دوستانم مثل علي لک‏پوريان، برزو ارجمند، هادي کاظمي و جواد عزتي خواهش کردم که بيايند تا بتوانيم تابلوهاي آنجا را در حراجي به فروش برسانيم که خُب مبلغ قابل‌توجهي هم جمع شد.

 

ما کار خير کرديم، اما بعداً گفتند که ما پول گرفته‏ايم! يعني بعد از اين کارها، آنقدر حرف و حديث پيش مي‏آيد که آدم ترجيح مي‏دهد اصلاً کاري نکند. البته اين موضوع باعث نمي‏شود که آدم اين کارها را انجام ندهد، بلکه سعي مي‏کند بي‏سر و صدا آن را انجام دهد.

 

خود شما 2 سال پيش ازدواج کرديد، اما شايد فقط در يکي، دو مجله راجع به آن صحبت کرديد و عکس انداختيد. علت اين موضوع هم همان است که نمي‏خواهيد زندگي خصوصي‏تان فاش شود است؟

نه، اگر نمي‏خواستيم که اصلاً صحبتي نمي‏کرديم؛ چون الان مثل گذشته‌ها نيست و انتشار موضوعي در يک مجله به معناي انتشار آن در کل شبکه اينترني است!

 

مخصوصاً با شبکه‏هاي اجتماعي که الان خيلي داغ هستند.

بله. آدم کاملاً با علمِ به اين موضوع اين کار را مي‏کند.

 

شما خودتان عضو اين شبکه‏هاي اجتماعي مثل فيس‏بوک و اينستاگرام هستيد؟

بله. اما خيلي در آنها فعال نيستم.

 

اين عدم فعاليت دليل خاصي دارد يا صرفاً تنبلي است؟

نه، به‌هرحال هر چيزي اولش براي آدم جذابيت دارد و ممکن است يک يا دو سال در آنها مطالب مختلف بنويسد و خبر بخواند. اما آن هم به‌هرحال عادي مي‏شود ديگر.

 

انگار ناخودآگاه همه چيز بيشتر به سمت همان گوشه‏گيري که خودتان گفتيد پيش مي‏رود.

نه، اصلاً بحث گوشه‏ گيري نيست. آدم سعي مي‌کند اين خلأ را با کارهاي ديگر پر کند.

 

مثلاً شما مدتي پيش اين خلأ را با کارگرداني کارهاي گروه موسيقي «دارکوب» پر کرديد يا کارهايي از اين قبيل...

من اصولاً به کار موسيقي خيلي علاقه‏ مندم و دوست دارم در اين زمينه فعاليت‏هايي داشته باشم. البته به غير از کار خوانندگي که بلد نيستم و دوست هم ندارم در آن فعاليتي داشته باشم.

 

يا همکاري تان با «اميد حاجيلي» در تيتراژ برنامه فضانوردان.

در آن برنامه به دنبال يک موسيقي براي تيتراژ بوديم. چون مي‏خواستيم فضاي شادي داشته باشد، آقاي «فرهاد غفوريان» که تيتراژ ما را مي‏ساخت، «اميد حاجيلي» را به عنوان خواننده پيشنهاد دادند. من قبلاً «اميد» را در کنسرت‏ها ديده بودم، او هم يکي از آهنگ‏هايش را براي ما آورد که خيلي از آن خوش‌مان آمد و با آقاي «قاسم‏خاني» تصميم گرفتيم که خود آقاي حاجيلي هم در تيتراژ حضور داشته باشد.

 

آشنايي ما با «اميد» از همانجا شکل گرفت و بعد از آن هم در يکي از تيزرهايي که براي تبليغ کنسرت‏اش بود، حضور پيدا کرديم.

 

هنوز هم موسيقي را دنبال مي‏کنيد؟

بله. من اکثر آلبوم‏هاي موسيقي را مي‏خرم و گوش مي‏کنم.

 

مثلا بين آلبوم‏هايي که امسال منتشر شده کدام‌يک را پسنديده‌ايد؟

من که اصولاً «حامي» را خيلي دوست دارم و هميشه صدايش را گوش مي‏کنم. يک آلبوم هم از گروه «چارتار» منتشر شده که به نظرم کار خيلي خوبي است. «عليرضا عصار» هم که دوست دوران کودکي من است و هر کاري که مي‏کند را گوش مي‏کنم و لذت مي‏برم. «احسان خواجه‏اميري» را هم دوست دارم. اصلاً به نظرم همه خوب هستند و موسيقي در اين سال‌ها رشد خيلي خوبي داشته است.

 

آلبوم‏هاي اين چند وقت اخير مثل «رضا يزداني» و «فرزاد فرزين» چطور؟

همه را شنيده‏ام. «رضا يزداني» را هم شنيده‏ام. از آقاي «فرزين» هم يک کنسرت ديدم به نام «ماسک».

 

گروه «دارکوب» چطور؟

موسيقي «دارکوب» که خب خيلي ريتميک و پرشور است. خود «همايون نصيري» لطف مي‏کند و هر وقت کارشان منتشر مي‏شود، يک نسخه از آن را به من مي‏دهد.

 

موسيقي سنتي چطور؟

اين سبک موسيقي را هم گوش مي‏کنم؛ آقاي «همايون شجريان»، خود آقاي «شجريان» پدر. آقاي «عليرضا قرباني» که به نظرم کارشان خيلي خوب است. گروه «رستاک» را هم خيلي دوست دارم.

 

خارجي‏ها چطور؟ بيشتر ايراني گوش مي‏کنيد؟

نه، من همه موسيقي‏ها را گوش مي‏کنم و اينطور نيست که بگويم مثلاً طرفدار فلان سبک هستم. مثلاً گروه «وکاپلا» را خيلي دوست دارم که موسيقي‌هاي محلي را بدون ساز و تنها با صدا اجرا مي‌کنند. اصولاً موسيقي براي من خيلي دوست‌داشتني است.

 

جالب است که اين داستان اينقدر براي شما جدي است.

بله، موسيقي خوب در روحيه‏ام تأثير خيلي مهمي مي‏گذارد.

 

اصولاً وقتي که روحيه و حال خوبي نداريد، چه کاري مي‌کنيد تا حال‌تان خوب شود؟ برخي ممکن است موسيقي گوش کنند، بعضي‌ها به سفر مي‌روند، بعضي‌ها در تنهايي خود فرو مي‌روند و...

براي سفر که متأسفانه خيلي فرصت نداريم. يک جمله خيلي خوب درباره سفر شنيدم که مي‏گويد: «وقتي به سفر مي‏رويد، آن مدت جزو عمرتان به حساب نمي‏آيد» که واقعاً هم همينطور است. سفر خيلي به اين موضوع کمک مي‏کند و البته موسيقي.

 

فکر مي‏کنم کوه‏پيمايي هم خيلي راه حل خوبي باشد. همه اينها در گرو اين است که شما يک امنيت فکري داشته باشيد. وقتي شما چه به لحاظ اقتصادي، چه به لحاظ نوع زندگي و شرايط اجتماعي و خانوادگي‏تان احساس امنيت داشته باشيد، باعث مي‏شود که چيزهاي ديگر هم به شما آرامش دهد.

 

حالا کافي است که شما امنيت اقتصادي نداشته باشيد، در آن صورت هيچ‏چيز نمي‏تواند به شما آرامش دهد. مگر مي‏شود خانواده يک نفر در مضيقه باشد و به او بگويند حالا تو آرامش‏ات را حفظ کن، همه‌چيز درست مي‏شود؟! در آن شرايط ممکن است بخواهي اين ميز را روي سر طرف خرد کني! (خنده) آن وقت وقتي آدم افسرده شود، مي‏گويند اي بابا، چرا افسرده شد!

 

موضوعي که متأسفانه اين روزها خيلي زياد شده است.

بله خيلي زياد شده. من براي سال آينده طرح يک سريالي را دارم که داستان آن در يک آسايشگاه رواني با 12 بيمار پيش مي‌رود!

 

شما هم قشري هستيد که جامعه از شما توقع دارد فکري به حال اين ماجرا بکنيد، اما شما اعتقاد داريد شايد کاري از دست‌تان بر نيايد.

به‌هرحال اين مدل کارها مثل مُسکن عمل مي‏کند و مقطعي است.

 

البته نمي‌توان انکار کرد که بي‏تأثير نيست.

صددرصد. اصلاً بخشي از وظيفه رسانه سرگرم کردن مردم است ديگر. زمان «پاورچين» و «نقطه‏چين» و اوجش که در «شب‏هاي برره» بود، چند دقيقه‏اي مردم راحت بودند و به چيزي فکر نمي‏کردند. همين‏که بتوانيد در طول 24 ساعت زندگي مردم، به مدت 40 دقيقه، شاديِ هرچند کوچکي را ايجاد کنيد، قطعاً تأثير دارد. انشاءالله که بتوانيم دوباره کار کنيم.

 

يک زمان تلويزيون اين قدرت را داشت که در ساعاتي از شبانه‌روز باعث خلوت شدن شهر شود، حالا با يک مسابقه فوتبال يا سريال و... اما الان اصلاً چنين قدرتي ندارد.

ندارد؟

 

به نظر شما دارد؟

نمي‏دانم. يا ما سريال‏هايمان ديگر سريال نيست، يا تعداد شبکه‏ها زياد شده يا مردم خيلي به ماهواره‏ها روي آورده‏اند. در واقع تمام اينها مي‏تواند علت اين ماجرا باشد.

 

حتي در شبکه نمايش خانگي هم يک زمان فروش هفتگي مجموعه‏هايي مثل «قهوه تلخ» دو سه ميليون بود. اما الان پرفروش‌ترين سريال‌هاي اين شبکه 400-500 هزار نسخه تيراژ دارند.

بله. درباره اين موضوع بايد مفصلاً صحبت شود که چه اتفاقي در اين 7-8 سال افتاده که وضع به اين شکل درآمده. تقريباً اوج استقبال از اين سريال‌ها «شب‏هاي برره» بود و البته بعد از آن «باغ مظفر» و «مرد هزار چهره» را هم کار کرديم.

 

اين يک کار کارشناسانه است و من نمي‏توانم درباره آن نظري بدهم. به‌هرحال رسانه خودش کارشناس دارد، بايد بررسي شود و آمارهاي درستي ارائه شود تا همه بفهمند چه اتفاقي افتاده است.

 

الان بعد از 5-6 سال که از آن ماجرا گذشته، از اين کوچ اجباري و يا شايد اختياري که از تلويزيون به شبکه نمايش خانگي داشتيد، راضي هستيد؟ يعني اگر زمان برگردد دوباره همين تصميم را مي‏گيريد؟

بالاخره اين شبکه هم بازاري بود که براي آن تقاضا وجود داشت و به لحاظ مالي هم براي همه ما بهتر بود. ما نمي‏توانيم دروغ بگوييم و فکر مي‏کنم ترجيح‌مان بر اين بود که اين کار ادامه پيدا کند. واقعاً نمي‏دانم که اگر زمان به عقب برگردد اين کار را مي‏کنيم يا نه، چيزي نيست که بتوانم در مورد آن قاطعانه صحبت کنم.

 

آخرين باري که حال‌تان به معناي واقعي خوب بود و به قول خودتان هيچ گرفتاري در هيچ زمينه‏اي نداشتيد، مربوط به چه زماني بوده؟ خيلي‌ها شايد به کودکي‌شان اشاره کنند، برخي به دوران دانشجويي و سربازي و... براي شما چه زماني بوده؟

(مکث...) من هميشه از بچگي براي خودم مشغوليت و درگيري فکري درست کرده‏ام و اينطور نبوده که آرام يک گوشه بنشينم (خنده). آدم‏ها هميشه يک‏سري دل‏نگراني‏هاي خاص خودشان را دارند ديگر. بعضي‏ها با آن راحت کنار مي‏آيند و بعضي‏ها هم نمي‏توانند و زندگي‏شان تحت‌تأثير آن قرار مي‏گيرد.

 

شما جزو کساني هستيد که سخت با آن کنار مي‏آييد؟

آره. من فکر مي‏کنم دغدغه اصلي «هنرِ خوب زندگي کردن»، اين است که شما چطور نگذاريد اين دل‏نگراني‏ها روي زندگي شما سايه بيندازد و چطور خودتان را حفظ کنيد. در واقع يک‏جور کلاس بازيگري است و شما اين خوب بودن را به نوعي بازي مي‏کنيد، بعد از مدتي بازي هم که ديگر به آن عادت مي‏کنيد!

 

شايد اين روحيه سخت کنار آمدن با سختي‌ها در تعدادي از بازيگران طنز و طنزپردازان درجه يک ما وجود دارد که به طنز درست و اصوصلي منجر مي شود. مردم عادي فکر مي‌کنند که بازيگران طنز در زندگي عادي هم همين‌قدر بگو و بخند دارند؛ اما در عمل اينطور نيست و آدم‌هاي جدي‌تري هستند.

آنها هم به هر حال زندگي عادي خودشان را دارند. اين موضوع به طرز فکر آدم نسبت به زندگي برمي‏گردد. شايد کساني که کار کمدي مي‏کنند، يک چيزهايي را براي خودشان خيلي درشت مي‏کنند و ماجرا را کاريکاتوري مي‏بينند. در واقع برداشت‏شان به نحوي است که منجر به نوشتن يا بازي کردن يا کارگرداني مي‏شود. شايد يک مسئله اجتماعي به نظر خيلي‏ها چيز خاصي نباشد و ساده از آن بگذرند، اما به نظر کسي که مي‏نويسد يا بازي مي‏کند، خيلي برجسته است. وقتي همان موضوع را نمايش مي‏دهند، مردم مي‏گويند پس اينطوري بوده؟ ما دقت نکرده بوديم!

 

جواب سوال قبلي که بهترين حال‌تان مربوط به چه دوره‏اي از زندگي بوده را نداديد. يعني هيچ‏گاه اين حال براي شما وجود نداشته؟

چرا... من -به دور از شعار- فکر مي‏کنم ما همين که هر روز از خواب بيدار مي‏شويم و مي‏بينيم سالم هستيم همان روز، روز شادي است...

 

خب اين که با حرف‏هاي قبلي‌تان جور در نمي‏آيد. اين که گفتيد وقتي کسي اين همه مشکل دارد نمي‏تواند خوب باشد...

شما داشتي تأثير کارهايي که ما مي‏کنيم و مي‏تواند منجر به الگوسازي شود را مي‏گفتي، اما من نگاه کلي‌تري داشتم. شما راجع به تأثيري که من مي‏توانم روي زندگي کسي که هزار جور کمبود دارد بگذارم صحبت کردي، من هم گفتم خيلي راحت مي‏تواند بگويد تو ديگر اين وسط چه مي‏گويي؟!

 

اما اين دليل بر اين نمي‏شود که وقتي صبح از خواب بيدار مي‏شود، ناشکري کند. ببين، زندگي با همه بدي‏ها و خوبي‏هايش زيباست. من فکر مي‌کنم به جز آدم‏هايي که خودشان را مي‏کشند، باقي آدم‏ها راضي‏اند که دارند زندگي مي‏کنند ديگر. غير از اين است؟ حتماً با شرايط کنار آمده‏اند، اگرنه ...

 

زندگي مشترک‏تان نقشي در اين آرامش براي شما داشته است؟ بعد از 2 سال چه تغييراتي نسبت به آن تصور اوليه داريد؟

زندگي که هر روز يک داستان جديد برايت دارد و تو را غافلگير مي‏کند. به‌هرحال آدم‏ها دوست دارند براي خودشان يک زندگي درست کنند که به نظر من همين موضوع خيلي قشنگ است. من بعضي وقت‏ها به اين فکر مي‏کنم که اگر آدم‏ها هيچ درگيري و مشکلي نداشتند، چه اتفاقي براي کُره زمين مي‏افتاد! به نظر من که همين بالا و پايين‏ها زندگي را قشنگ مي‏کند.

 

شما در کنار کار هنري‌تان، يک گالري فرش‏فروشي هم داريد. داشتن يک شغل دوم و عوض شدن فضاها چقدر به آدم‏ها کمک مي‏کند که در کارشان دچار يکنواختي و کسالت نشوند؟

اين تغيير فضا خيلي مهم است و واقعاً در مورد خود من تأثير بسيار خوبي داشته. چون مخاطبانت را به نوعي تغيير مي‏دهد و باعث مي‌شود که با آدم‌هاي متنوعي سر و کار داشته باشي و همين نسئله زندگي‏ات را از يکنواختي خارج مي‏کند.

 

فکر مي‏کنيد در سال 92 بهترين کاري که انجام داديد چه بود؟

کلاً سال 92 سال شگفتي بود و خيلي شگفت‏زده شدم و خودم را همه‌اش غافلگير کردم. بعد از اين همه سال که در تهران زندگي کرده‏ام، به خارج از تهران نقل‌مکان کرديم و مدل زندگي‏مان تغيير پيدا کرد. احساس مي‏کنم اين موضوع انرژي ديگري به من داده و خيلي به بهتر شدن روحيه‏ام کمک کرده است.

 

متأسفانه مشکل بزرگ بسياري از ما اين است که شهرمان را دوست نداريم و مدام بدي‌ها و عيب‌هايش را به خودمان و ديگران يادآوري مي‌کنيم. همه‌اش آن را با ترافيک و دود و آدم‌هاي عصبي‌اش مي‌شناسيم و اين اصلاً خوب نيست.

بله، متأسفانه اين موضوع وجود دارد. من فکر مي‏کنم کم‏کم جايي که ما به عنوان تهران بزرگ مي‏شناسيم، فقط به محلي براي کار کردن افراد تبديل شود، يک مکان تجاري-اداري خيلي بزرگ. من الان خودم حدود يک‌ربع تا 20 دقيقه تا تهران رانندگي مي‏کنم و برمي‏گردم، مي‏خواهم بگويم که حتي اين رانندگي کردن هم روحيه من را عوض مي‏کند.

 

فکر مي‏کنم کساني که در تهران زندگي مي‏کنند، خيلي درگير اين موضوع‏اند که مگر مي‏شود خارج از تهران زندگي کرد. من خودم خيلي از اين اتفاق راضي هستم و فکر مي‏کنم به خيلي چيزهاي ديگر مي‏ارزد. فقط کميت زندگي که مهم نيست بايد کيفيت آن را هم در نظر گرفت. به هر کسي هم که اين را مي‏گويي، همه مي‏گويند: «آره بابا، مگر آدم چقدر مي‏خواهد زندگي کند!» اما باز همه همين‏جا در همين دود زندگي مي‏کنند (خنده).

 

بزرگ‌ترين خوش‏شانسي و موفقيتي که در سال 92 داشته‏ايد چه بوده؟

همين که موفق شديم از تهران برويم ديگر (خنده).

 

و اينکه چه آرزويي براي سال جديد داريد؟

آرزو دارم هوايي که در آن زندگي مي‏کنيم، يک‏مقدار پاکيزه‏تر شود. اصلا 50 درصد هم پاک شود، باز خوب است و يک‏مقدار اخلاق خوش هم به همه ما بازگردد. در واقع شرايط به گونه‏اي شود که آدم‏ها احساس کنند مي‏توانند بيشتر لبخند بزنند.

 

خب اين يک آرزوي عمومي بود. اگر بخواهيم کمي شخصي‏ترش کنيم چه؟

يکي، دو تا کار داريم که اميدوارم در سال آينده انجام شود.

 

همچنان در نمايش خانگي؟

نه. احتمالاً يک کار سينمايي باشد. 

اخبار فرهنگی - زندگی مثبت،برترینها

 


ادامه مطلب

حسادت کردن ,حسودی به موفقیت دیگران,شادی های دیگران

راههای مقابله با حسادت

مسلما شما هم این حس را تجربه کرده اید و گاهی حتی متعجب شده اید !!! شاید تصور نمی کردید که آدم حسودی باشید ، واقعا چرا این اتفاق می افتد و با این حس باید چگونه برخورد کرد ؟

گاه اتفاقی برای معده تان می افتد وقتی که میفهمید دوستتان با کسی نامزد شده است حتی با وجود اینکه شما به او در انتخاب حلقه کمک کرده بودید؟ با اینکه شما او را کاملا می شناسید، اما این چه حسی است که در زمان دیدن ارتقای شغلی همکارتان به شما دست می دهد؟ با وجود اینکه آنها کاملا مستحق این موفقیت ها هستد و حتی ذره ای هم کاری به کار شما ندارند.

چقدر می سوزید وقتی که کسانی که واقعا تمایلی به آنها نداشتید اما امروز بهتر از آخرین باری که دیده بودید شده اند؟ اما مهمتر از همه، آن آرامش نگران کننده و غیر قابل توصیف که در زمان بدبختی و بیچارگی دیگران سراغتان می آید به چه علت است؟


در طی ماه های گذشته این موضوع بارها و بارها مرا در گیر خود کرده بود. چگونه می توانم دیگران را کاملا دوست بدارم اما از دیدن شادی زندگی آنها مسرور نشوم؟ چه مانعی بر سر راه همراهی کردن مردم در جشنها و شادی هایشان وجود دارد و چگونه باید این موانع را برای همیشه از سر راه برداشت؟ این قضیه یک لیست کامل یا محدود ندارد اما بوسیله یک سری جستجو و درک فرایندهای اجتماعی ، متوجه شدم که عواملی که پیش روی خود دارید می توانند دلایل اصلی برای شریک نشدن در شادی های دیگران باشد.

همدلی کردن با دیگران همیشه آسان نیست.
تعریف همدلی بر میگردد به توانایی شناخت (همدلی شناختی ) و سپس ارتباط ( همدلی عاطفی ) برقرار کردن با حالات حسی دیگران، اما به نظر می رسد که ما نمی توانیم درک کنیم که همدلی به معنای همدردی نیست. همدلی برای لذت بردن است برای جشن گرفتن است. اتحاد داشتن و نه انتخاب ناراحتی عاطفی ... در واقع، ناراحتی بخش ساده یک رابطه می باشد.

من اهل عمل هستم. و این بدترین و بهترین چیز درباره من است. فکر می کنم هر مشکل ارتباطی/ عاطفی/ فیزیکی مضمن را می توان با استقامت، از خودگذشتگی و مقدار زیادی انگیزه عاطفی به سرانجام رساند. بنابراین طبیعتا حس می کنم که باید به دیگران برای عبور از مسائل و مشکلات زندگی کمک کنم و به آنها انگیزه و امیدواری دهم اما اگر آنها به من نیاز نداشته باشند چه؟ چه اتفاقی می افتد اگر آنها از من موفق تر شوند؟ یا اگر روابط آنها با دیگران عالی شود و زندگی من از هم فروپاشد؟ چه اتفاقی می افتد اگر دیگر نیازی به راهنمایی های من نداشته باشند چون در واقع آنها افرادی عالی هستند.

این عدم نیاز از سوی دیگران به شدت روی توانایی من و احتمالا شما در تشویق دیگران برای پیروزی تاثیر می گذارد. وقتی به ما نیازی نباشد یا با توجه به اینکه تنها کاری که باید انجام دهیم تشویق کردن است و این برای ما قانع کننده و یا با ارزش نیست چون در زمره توانایی های ما به شمار نمی رود.

ما همه چیز را از فیلتر خودمان عبور می دهیم.
خیلی سخت است که لذتی که دیگران می برند را ببینیم و تجربه کنیم برای اینکه چنین احساسی ما را آشفته خاطر می سازد. بدون شکست، ما لذت دیگران را غربال کرده و بخشهایی از آن لذت دیگران را که به ما احساس بدی می دهد را استخراج می کنیم. هر تصویر زیبا باتوجه به برداشت خودمان ایجاد می شود، ما چیزهای خوب را در مرکز توجه خود قرار می دهیم و بدین ترتیب چیزهای دیگر مبهم و متضاد می گردد و در نتیجه دیگر قادر به دیدن زیبایی کل تصویر نخواهیم بود. ما توانایی دیدن تصویر به طور واضح را از دست می دهیم که در اثر بروز ترس ها و احساس نا امنی و مشکلات شخصی بوجود می آید.

روش غلطی برای زندگی بر می گزینیم و سعی می کنیم این حقیقت را نادیده بگیریم.
درباره من اشتباه نکنید ، من کارهای گروهی را خیلی دوست دارم اما می خواهم اثبات کنم که روشی که برای مرتبط ساختن زندگی با دیگران انتخاب می کنیم خود ما را نادیده می گیرد. همه ما به نوعی تصمیم گرفته ایم که وجود خود را از طریق سایتهای اجتماعی ، تصاویر چند مگاپیکسلی و بروز رسانی صفحه خانگی به دیگران نشان دهیم. زندگی ارزش حسادت کردن را دارد. یک زندگی ارزش مشتاق بودن را هم دارد. من به این دانش رسیده ام که کسی دوست ندارد بشنود که " من امروز احساس نفخ کردن دارم " و یا " امروز قهوه را روی کیبردم ریختم " اما زمانی که چیزهایی را برای عرضه کردن به دیگران انتخاب می کنیم، چطور می توانیم از آنها توقع داشته باشیم که واقعا در شادی ما سهیم باشند، آن هم زمانی که به سختی مشغول جعل یک جریان رویایی از زندگی خود هستیم.

پس چه کار باید کرد؟
ما باید رفتار و طرز فکر خود را تغییر دهیم تا بتوانیم در زمان سهیم کردن آنها با پیروزی های خود، واکنشی را که از سویشان انتظار داریم دریافت کنیم. در ادامه شما را با یک سری روشهای عملی که به خود من کمک کرده اند آشنا می کنم .

جستجو کنید، بشناسید و استخراج کنید
وقتی که آن احساس غرق شدن بوجود می آید، سریع آنرا کنترل کنید. اجازه ندهید که آن احساس ملکه ذهن شما شود و بصورت یک لبخند توخالی روی صورتتان جلوه کند. کمی موشکافی کنید که چرا چنین حسی بروز می کند و اصلا چرا وجود دارد؟ با انگیزه های خود مقابله کنید و چیزهای غیر واقعی و نا امنی هایی که خودمان تقویت می کنیم را در همان ابتدای کار سرکوب کنید.

همواره صداقت را در نظر داشته باشید
چه می شود اگر همیشه صادق باشیم؟ نشان دادن آسیب پذیری خود اغلب بهترین دارو برای درمان شماست. تصور کنید دوستتان به شما می گوید که باردار است... در اینجا شما دچار همان احساسی که گفتیم می شوید. چه اتفاقی می افتد اگر اعتراف کنید که هیجان زده شده اید، یعنی با یک سری فشارهای شخصی روبرو هستید که شما را نگران آینده کرده؟ واضح است که اولین چیزی که به زبان می آورد همین نکته نیست ، اما اگر قرار است برمبنای صداقت گام بردارید ، یک رابطه صحیح در کنارش تبعاتی دارد، پس لازم است که کمی ریسک کنید. به نظر من تعامل ما با دیگران باعث می شود که احساسمان واقعی تر باشد ، هر بار که احساس واقعیتان را بر زبان می آورید، احساس آزادی و سبکی بیشتری می کنید.

قدردان باشید
هر روز سعی کنید بخاطر داشتن یک چیز خاص در زندگی سپاسگذار باشید. این حس را با دیگران شریک شوید. با صدای بلند. در مکالماتتان و با جدیت.

صمیمی شوید
اجازه ندهید احساس ملامت بی مورد در روابط شما فرافکنی بوجود آورد. این فرض را کنار بگذارید که اگر دوست شما با دیگران صمیمی شده، دیگر به شما نیازی ندارد. این احساس را از خود دور کنید. بعضی وقتها نمی توانیم جشن بگیریم چون حس نمی کنیم که به جشن دعوت شده ایم.
منبع : lifehacker


ادامه مطلب

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93, اس ام اس تبریک نوروز

دنیا را برایتان شاد شاد
و شادی را برایتان دنیا دنیا آرزومندم
هر روزتان نوروز

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93   

 

تحویل نمیگیرم سالی را که بدون تو تحویل شود
نوروز 93 مبارک

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

 

 اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93 

جالب است:
سال 1393 با جمعه آغاز می شود و با جمعه پایان می پذیرد …
کاش سال 93 سال ظهور آقا امام زمان (عج) باشد…
اَللّهمَّ عَجِّل لِوَلیِّکَ الفَرَج…

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93 

 

نوروز این رفاقت را نگاهبانی می کند که باور کنیم قلبهامان جای حضور دوستانمان هستند . نوروز 1393 بر شما مبارک

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93 

 

سال 92خیلیا رو مسخره کردم
واسه خیلیا جوک ساختم
به خیلیا خندیدم
دلشون رو شکوندم…
خواستم بگم سال جدید باز هم همین برنامه هست!!!!!

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

باعث افتخار است که عرض شادباش و تبریک اینجانب
زودتر از نسیم روح بخش نوروز خدمتتان شرفیاب شود . . .
پیشاپیش عیدتان مبارک

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

زندگی وزن نگاهی است که در خاطر ما می ماند
نوروز جشن نکوداشت نگاه تو ست پس نوروز بر تو فرخنده باد . . .
نوروز 1393 بر شما مبارک

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

اسفند آمد و بگذشت
جشن فرخنده فرودیـن است
روز بازار گـل و نسرین است
نوروز فرخنده باد

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

یارو دم عیدی خواستگاری میره میگه:
پسته فروشم
تحقیق میکنن گندش درمیاد که دکتره!!!

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

هیچ عیدی برایم ارزشمند تر از  حضور تو  نیست.
عیدی ما یادت نره

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

خواستم برات سبزه عید بفرستم گفتم شاید طاقت نیاری و تا عید بخوریش !!!

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

عید واقعی از آن کسی است که آخر سالش را جشن بگیرد نه اول سال را
نوروز 1393 بر شما مبارک . . .

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

یه دعا میکنم بگو آمین…
خدایا تو این ایام دم عیدی, صورت هیچ جوونی جوش نزنه!!

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

ورود به این عید سعید باستانی بنا به دلایل فنی برای شما مسدود می باشد .
لطفا اصرار نفرمایید!
عید شما مبارک

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

چند روز دیگه بهار میاد و همه‌چیز رو تازه می‌کنه، سال رو، ماه رو
روزها رو، هوا رو، طبیعت رو، ولی فقط یک چیز کهنه میشه که به
همه اون تاز‌گی می‌ارزه، «دوستیمون»!

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک نوروز 93 ،پیامک تبریک نوروز 93

 

چند سال و چند عید باید از عمر تو بگذره تا آدم بشی !؟
یک سال از عمرت گذشت، ولی باز تو همونی که بودی !
نوروز 1393 بر شما مبارک

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز

 

جشن فـــرخنده فـــرودیـن است  / روز بازار گـــل و نسرین است . . .
نوروز فرخنده باد . . .

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

 

اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز

بهار بهترین بهانه برای آغاز، وآغاز بهترین بهانه برای زیستن است
آغاز بهار بر شما مبارک

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز

 

دم همه اونایی که تو خونه تکونی دلشون ما رو دور نریختن گرم
ما هم سعی می کنیم زیاد جا نگیریم!

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز

 

عید نوروز را به گلهای یاس بهشت آرزوهایم ،پدر و مادر عزیزم
که عطرشان پایدار ومهرشان ستودنی است
تبریک می گویم، سال نو مبارک

 

اس ام اس تبریک نوروز 93, نوروز 93

اس ام اس تبریک سال نو ، اس ام اس نوروز

 

سلام میشه ازت خواهش کنم سال تحویل بیای خونمون ؟
آخه سبزه خوشگل تر از تو پیدا نکردم !

منبع:smspa.ir


ادامه مطلب
رپورتاژ
مدل لباس عروس
چگونگی افزایش زیبایی با جراحی زیبایی
راهکار های یافتن بهترین جراح پلاستیک
همه چیز در مورد جراحی بینی
مطالب لادین
بهترین مطالب در سایت تفریحی دلبرانه
فست سئو یعنی استراتژی، نظم و صبر
طراحی سایت برای شرکت های ایده محور
آشنایی با طراحی و ساخت کاندوم
مهاجرت به آمریکا
تهران من
پارتیشن
اهداف و تاکتیکها در تبلیغات اینترنتی
لادین
کارواش های اتوماتیک چگونه کار می کنند
مبلمان اداری
چگونه محصولات و خدمات خود را تبلیغ کنیم
دمنوش و شادابی
سفر ماه عسل
10 خاصیت برتر دارچین

لینک های مفید
عطر | مکمل بدنسازی | آزمون آنلاین آیین نامه | چت روم| افتادگی پلک | اعلام حریق | عمل زیبایی بینی | جراحی زیبایی بینی | صندلی | استخر شیشه ای | ثبت آگهی | چت روم | خرید کریو | نازایی | آموزشگاه عکاسی | آزمون کانون وکلا | زاهدان چت | خرید vpn |

قدرت گرفته از : پانا بلاگ